با همکاری انجمن هیدرولیک ایران
کلیدواژه‌ها = منابع آب
انتقال آب و سازه های آبی

بهره‌برداری از سیستم‌های چند مخزنی با به‌کارگیری الگوریتم خفاش

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 160-178

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i1.2410-1371

سعید محمدحسینی، امیرپویا صراف، بابک امین نژاد

چکیده مدیریت بهینه منابع آب، به دلیل محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی، افزایش تقاضا و توزیع نامتوازن منابع، اهمیت بسیاری دارد. بهره‌برداری کارآمد از این سیستم‌ها نیازمند در نظر گرفتن اهداف مختلف و متضاد، در کنار حفظ سطح ایمنی و پایداری مخازن است. پیچیدگی این مسئله، نیاز به استفاده از روش‌های پیشرفته بهینه‌سازی چندهدفه را ضروری می‌سازد. در این پژوهش، یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه مبتنی بر خفاش برای بهره‌برداری از سیستم‌های چند مخزنی ارائه شده است. اهداف اصلی مدل شامل: 1) حداکثرسازی تامین نیازهای آبی در بخش‌های مختلف، 2) حداقل‌سازی هزینه‌های مرتبط با مدیریت مخازن و 3) حفظ تعادل محیط‏زیستی از طریق کنترل رهاسازی‌ها است. در فرآیند مدل‌سازی، محدودیت‌هایی نظیر ظرفیت مخازن، قوانین بهره‌برداری و شرایط جریان ورودی و خروجی در نظر گرفته شده‌اند. نتایج به‌دست‌آمده از شبیه‌سازی‌ها نشان می‌دهند که الگوریتم خفاش توانایی ارائه مجموعه‌ای از راه‌حل‌های بهینه را دارد که تصمیم‌گیرندگان می‌توانند باتوجه ‏به اولویت‌های خود، مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کنند. همچنین، مقایسه کمی نتایج حاصل از الگوریتم چندهدفه پیشنهادی (BAT) با نتایج حاصل از الگوریتم NSGA_II نشان داد که میانگین مقادیر C(BAT, NSGA-II) حاصل از 20 مقایسه مستقل از هم، برابر 79/53% بوده است. ازاین‏رو، این رویکرد نه‌تنها کارایی سیستم‌های چند مخزنی را افزایش می‌دهد، بلکه به تصمیم‌گیری مؤثر در مدیریت منابع آب کمک کرده و در مواجهه با شرایط متغیر و بحرانی، انعطاف‌پذیری سیستم را بهبود می‌بخشد. از آنجایی که اهداف یاد شده در بیشتر سیستم‌های چند مخزنی مهم مطرح می‌باشند، استفاده از این مدل می‏تواند تا حد زیادی راهگشای تصمیم‌گیران در بهره‌برداری از چنین سیستم‌هایی باشد.

مدیریت آب و اقتصاد

مدل‌سازی برای وزن دهی موثرترین معیارهای ارزیابی شده دانش بومی با استفاده از روش BWM در مدیریت و برنامه‌ریزی منابع آب استان یزد

دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 61-74

https://doi.org/10.22067/jwsd.v10i3.2303-1227

مهدی خانی، حسن هویدی، احمدرضا یاوری، محمدرضا خانی

چکیده مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح در بهره‌برداری، توزیع و احیای منابع آب نقش به سزایی در توسعه پایدار دارد. این موضوع در کشورهایی که در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار دارند مانند ایران اهمیت بسیار بالاتری دارد. از آنجایی که بازگشت و استفاده از فناوری‌ها و دانش‌های بومی و به روزآوری آنها در کنار فناوری‌های مدرن برای دستیابی به توسعه پایدار امری اجتناب ناپذیر است، این تحقیق با استفاده از مطالعه گسترده ادبیات منابع داخلی و خارجی و تحلیل عاملی اکتشافی مهمترین معیارها یا عوامل کاربردی دانش بومی مرتبط با برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب در استان یزد را شناسایی و ارزیابی می‌نماید. باتوجه ‏به اهمیت موضوع، سعی شد از تخصص و تجربه اعضای هیات علمی مجرب و مرتبط از برخی دانشگاه‌ها و همچنین کارشناسان و متخصصان کلیه سازمان‌های ذی‏ربط در استان یزد استفاده شود. نتایج به‏ دست آمده نشان داد شش عامل یا معیار مدیریت، محافظت و ﭘﺎﻳﺪﺍﺭی، مقرون ‏به‏ صرفه بودن، ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ، پویایی، کل‌نگری مهمتر از سایر عوامل مورد بررسی در منطقه مورد مطالعه بوده‌اند. در مرحله دوم این پژوهش با استفاده از روش BWM و ایجاد مدل برنامه‌ریزی خطی، شش عامل اصلی وزن‌دهی و وزن بهینه آنها به‌دست آمد که در نتیجه معیار مدیریت بیشترین وزن (0/413) و معیار کل‌نگری کمترین وزن (0/048) را داشتند. همچنین معیارهای محفاظت و پایداری و مقرون به صرفه بودن به طور مشترک با وزن 0/168 در رتبه دوم و معیارهای سازگاری (0/119) و پویایی (0/084) به ترتیب در رتبه‌های سوم و چهارم قرار گرفتند.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

بررسی تغییرات مقدار و توزیع بارش و دما در ایران و اثرات آن‌ها بر رخدادهای حدی

دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 13-26

https://doi.org/10.22067/jwsd.v10i2.2301-1203

آمنه میان آبادی، کامران داوری

چکیده گرمایش جهانی در دهه‌های گذشته باعث تغییرات قابل‌ملاحظه‌ای در بارش و دما  از جمله  تغییر در میانگین و انحراف معیار این متغیر‌ها و تغییر در شدت و فراوانی رخدادهای حدی (سیل و خشکسالی) شده است. بررسی روند این دو متغیر با توجه به تأثیر آنها در مدیریت منابع آب، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، در 12 ایستگاه منتخب در اقلیم‌های مختلف ایران، تغییرات بارش و دمای متوسط ماهانه و سالانه برای دو دوره 1990-1961 و 2020-1991 بررسی شد. نتایج آزمون من-کندال نشان داد که در اکثر ایستگاه‌ها بارش در دوره اول روند افزایشی و در دوره دوم روند کاهشی داشته که البته در هر دو حالت روند تغییرات معنی‌دار نبوده است (Z<1/645). دمای هوا در هر دو دوره روند افزایشی داشته که در دوره دوم با سطح معنی‌داری بالاتر (Z>2/576) و شیب بیشتری نسبت به دوره اول افزایش یافته است. متوسط بارش سالانه در اکثر ایستگاه‌ها کاهش و متوسط سالانه دمای هوا در همه ایستگاه‌ها افزایش یافته است. توزیع بارش و دما نیز نشان داد که در برخی از ایستگاه‌ها احتمال وقوع بارش‌‌ها و رخدادهای حدی و دوره‌های گرم و سرد در دوره دوم نسبت به دوره اول افزایش داشته است. در برخی دیگر از ایستگاه‌ها احتمال وقوع خشکسالی‌ها بیشتر و احتمال وقوع بارش‌های سنگین کمتر شده است. این مسئله نشان می‌دهد که فعالیت توده‌های هوای موثر بر هر ایستگاه تحت تأثیر تغییر اقلیم می‌تواند تشدید یا تضعیف شود.

یادداشت تحلیلی: مدل‌سازی منابع و مصارف منابع آب حوضه‌های آبریز از طریق پیاده‌سازی حکمرانی داده در رصدخانه آب و انرژی (مطالعه موردی: پیاده‌سازی پیشخوان مدیریت منابع و مصارف در حوضه آبریز کرخه)

دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 123-130

مصطفی معصومی، عارف وائلی، غلامحسین کریمی، کیوان بوالحسنی، اردشیر کلانی، حسین انصاری

چکیده در سال‌های اخیر محدودیت منابع آب و انرژی و اسـتفاده نـامطلوب و غیـر اقتصـادی از آنها، عامل اصلی و محدودکننده توسعه کشور بوده است. از یک طرف جمعیت و بخش‌های مرتبط با آن، رشد چشم‌گیری داشته است. از طرف دیگر، حرکت رو به رشد بخش‌های مختلف مصرف‌کننده، لزوماً با توسعه منابع آب همسو نبوده است. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای آب و انرژی در کشور با تخریب شدید کمی ‌و کیفی منابع آب همراه بوده است. همچنین اقلیم خشک و نیمه‌خشک حاکم بر کشور و کمبود بارش‌ها و در نتیجه کمبود منابع آب موجب ایجاد چالش برای توسعه پایا شده است. یک ابزار مدیریتی جهت کنترل کمی ‌و کیفی منابع آب، استفاده از ابزارهای مدیریتی برخط و به‌روز و استفاده از آنها در قالب رصدخانه آب و انرژی جهت مدیریت بهینه منابع و مصارف است؛ و همواره بر این نکته تأکید شده که پایش و ارزیابی برخط1 منابع و مصارف آب، کلید موفقیت مدیریت آب خواهد بود. در راستای مدیریت بهینه و ارزیابی برخط منابع و مصارف آب در بخش‌های مختلف توسعه رصدخانه آب و انرژی می‌تواند ضمن بهبود «وضعیت داده و اطلاعات»، شرایط مناسبی از جهت «برنامه‌ریزی»، «مدیریت پویا» و «نحوۀ تعامل با سازمان‌های مرتبط» ایجاد نماید. چنین زیرساختی موجب کاهش و یا حذف وضعیت ناکارآمد اطلاعات از لحاظ پراکندگی، تعدد، تناقص، عدم انسجام و ... و نهایتاً سرگردانی تصمیم‌گیران خواهد شد. همچنین می‌توان با اعمال سناریوهای برخط در شرایط زمانی و مکانی خاص، امکان کاهش یا افزایش تخصیص آب به واحدهای مختلف را فراهم نمود. علاوه بر آن، ضمن بهینه‌سازی منابع و مصارف، موجب توجه به آستانۀ مخاطرات گردید. سازمان آب و برق خوزستان طی خشک‌سالی‌های دهۀ گذشته، رویکرد خود را در توزیع آب به‌تدریج از مدیریت عرضه (تأمین) که با بهره‌وری پایین همراه بود، به مدیریت تقاضا (مصرف) معطوف نمود. به‌عنوان‌مثال در شرایط خشک‌سالی مشابه سال 1392 در حوضۀ کرخه، توزیع آب در رودخانه با اولویت مدیریت عرضه صورت می‌گرفت. بدین‌صورت که هنگام رهاسازی جریان از سد مخزنی در بالادست، کنترل برداشت‌ها (مصارف) در رودخانۀ پایین‌دست سد به علت فقدان ابزارهای لازم (پیشخوان‌های مدیریتی و ...) صرفاً با استفاده از تجارب و قضاوت‌های مدیران و کارشناسان مربوطه و با تأخیر صورت می‌گرفت و چنانچه یک نقطه از رودخانه با کمبود آب مواجه می‌شد، این کمبود عمدتاً از طریق افزایش رهاسازی جریان از سد (تأمین از منبع) جبران می‌شد؛ اما از سال 1395 و به‌ویژه در خشک‌سالی‌های اخیر، رویکرد سازمان در توزیع آب به مدیریت مصرف تغییر یافت و به‌تدریج طی دو سال گذشته، زیرساخت و شرایط لازم برای این نوع مدیریت ایجاد شد، به‌طوری‌که در خشک‌سالی تابستان 1400، رویکرد جدید از طریق: (1) توسعه و پیاده‌سازی پیشخوان مدیریت منابع و مصارف آب در رودخانه‌ها، (2) پایش روزانه منابع و مصارف به‌منظور تعیین میزان انحراف از برنامه‌ریزیِ انجام‌شده و (3) تدوین برنامه اقدام برای پاسخ به وضعیت‌های خارج از برنامه، به‌طور کامل پیاده‌سازی و اجرا گردید. در خشک‌سالی تابستان 1400، مدیریت توزیع آب با رویکرد جدید در رودخانه کرخه در محدوده پایین‌دست سد مخزنی اعمال شد که طی آن از طریق کنترل مصارف، کاهش قابل‌توجهی در تلفات آب در طول رودخانه صورت گرفت و بین منابع و مصارف، تعادل مناسبی برقرار شد. مقایسه حجم آب توزیع‌شده با رویکرد قدیمی (مدیریت عرضه) در شرایط خشک‌سالی تابستان 1392 و حجم آب توزیع‌شده با رویکرد جدید (مدیریت مصرف) در شرایط خشک‌سالی تابستان 1400 نشان می‌دهد که اِعمال رویکرد جدید در سطح 34272 هکتار از اراضی کشاورزی تحت کشت تابستانه در محدوده ذکرشده، ضمن افزایش بهره‌وری باعث صرفه‌جویی آب به میزان 692 میلیون مترمکعب شد. این کار، نوآوری و تجربه منحصربه‌فردی بود که لازمۀ آن اهتمام مدیریت و رهبری جهت اجرای حکمرانی داده (ایجاد یکپارچگی و تمرکز در داده‌ها، اطلاعات، هماهنگی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، تعریف فرآیندها، آستانه‌ها، برنامه‌ها و بهره‌گیری از ابزارها و فن‌ها) بود که به ابتکار مدیران ارشد سازمان آب و برق خوزستان و همکاری مؤثر معاونت‌های تخصصی در مجموعۀ رصدخانه آب و انرژی خوزستان به‌عنوان پایلوت رصدخانه ملی آب ایران فراهم گردید و روش و الگوی جدیدی برای افزایش بهره‌وری منابع و مصارف آب در سال‌های آتی و در سطح کشور تهیه شد.

مدیریت آب و اقتصاد

استفاده از مدل‌سازی در توسعه سناریوهای منابع و مصارف آب-مطالعه موردی: محدوده مطالعاتی دشت ورامین

دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-10

https://doi.org/10.22067/jwsd.V8I3.2021.1030

علیرضا احمدی، بهرام ملک محمدی، لعبت زبردست

چکیده بهره‌‏مندی از مدل‏‌های منابع آب، امکان برنامه‌‏ریزی صحیح و پایدار در مدیریت منابع آب را فراهم می‌‏کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بهینه‌‏سازی بهره‌‏برداری از منابع آبی حوضه آبریز دشت ورامین طی 10 سال تحت سناریوهای مختلف مدیریتی است. برای رسیدن به شرایط بهینه در مقدار حجم منابع آب، حداقل سازی عدم تأمین نیازها و میزان نیاز کاربری‏های مختلف در دشت ورامین بررسی شد. براین اساس وضعیت منابع آب دشت ورامین در سه بخش کشاورزی، صنعت و شرب با استفاده از مدل WEAP تحت دو سناریوی الف- مرجع با اولویت‏‌بندی وزارت نیرو و ب- سناریو کاهش حجم ورودی با تغییر اولویت‌‏بندی در دوره 1395-1405 شمسی ارزیابی شد. اقلیم منطقه براساس مدل سال آبی (دبی، بارش، تبخیر و تعرق، دما) بررسی و وارد مدل شد. نتایج نشان‏ داد براساس سناریوی الف در تأمین آب شرب 30% کمبود آب در منطقه خواهیم داشت و این مورد برای سناریوی کاهش حجم ورودی 37% می‏‌باشد. براساس نتایج، سناریوی مرجع که از نظر تأمین نیازهای مختلف و شاخص اطمینان‏‌پذیری تأمین نیازهای آبی و حداکثر حجم آب تأمین نشده در طول دوره آماری نسبت به سناریوی کاهش حجم ورودی، عملکرد بهتری را برای محدوده دشت ورامین به همراه داشته است، به‏ عنوان سناریوی برگزیده در نظر گرفته شد.

ریسک، پایداری و تاب‌آوری

مدیریت ریسک خشکسالی در شرایط تغییر اقلیم: نقش سیاست‌های ملی و برنامه مدیریت خشکسالی (DMP)

دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 107-112

آذر زرین، عباسعلی داداشی رودباری

چکیده مدیریت ریسک در واقع پیشگیری، برنامه‌ریزی و ارزیابی برای کاهش و به حداقل رساندن عواقب احتمالی بحران‌هاست که از طریق برنامه‌ریزی حاصل می‌شود. اولین گام برای مقابله با بحران خشکسالی در نواحی مختلف کشور و تعدیل اثرات آن، شناخت و درک واقعیت خشکسالی به ویژه اثرات متقابل پیامدها و علل چندگانه آن است. خشکسالیِ گستردۀ بهار 1400 در ایران، نمادی از رویدادهای اقلیمی فرین تحت شرایط تغییر اقلیم است که چالش‌های پیچیده تأمین آب را برای مصارف رقابتی در مناطق مختلف در زمان کمبود شدید برجسته می‌کند. نگرانی روزافزونی در مورد ناکارآمدی شیوه‌های کنونی مدیریت خشکسالی که عمدتاً مبتنی بر مدیریت بحران است، افزایش یافته است. این روش‌ها واکنش‌پذیر هستند و بنابراین فقط علائم (تأثیرات) خشکسالی را بررسی می‌کنند و از بررسی علل اصلی آسیب‌پذیری‌های مرتبط با اثرات آن، غافل‌اند. از طریق اتخاذ سیاست‌های ملی خشکسالی که متمرکز بر مدیریت ریسک هستند و با ارائه برنامه‌های کاهش اثرات خشکسالی یا آمادگی در سطوح مختلف، می‌توان ظرفیت مقابله با خشکسالی را در سطح کشور بهبود بخشید. اکنون زمان اتخاذ رویکردی است که بر اساس آن بتوان بر کاهش خطر خشکسالی تأکید کرد، با توجه به اثرات پیچیده خشکسالی و افزایش فراوانی، شدت و توالی زمانی رخدادهای خشکسالی همراه با تغییر اقلیم نیاز است تا شناختی صحیح از این پدیده مخرب اقلیمی داشت. در این یادداشت، مفاهیم اساسی خشکسالی، اصول و اهداف سیاست‌های خشکسالی و روند برنامه‌ریزی خشکسالی که در تهیه برنامه‌های تعدیل اثرات خشکسالی موثر است، مورد بحث واقع می‌شود.

بررسی اثر استفاده از لایه‏‌های پلی‏‌استایرن بر کاهش تبخیرمخازن ذخیره آب در مناطق خشک و نیمه‏‌خشک (مطالعه موردی: شهر سمنان)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 45-52

https://doi.org/10.22067/jwsd.v7i2.81748

حمیدرضا قزوینیان، سعید فرزین، حجت کرمی، سید فرهاد موسوی

چکیده در شهرهای مختلف ایران، مخازن متعددی جهت ذخیره آب وجود دارد. این مخازن برای ذخیره آب آبیاری در اراضی کشاورزی استفاده می‏‌شوند. استفاده نادرست از منابع آب، آلودگی منابع آب در اثر ورود فاضلاب‏‌های شهری، صنعتی و عوامل طبیعی نظیر تبخیر از سطح مخازن روباز آب منجر به هدررفتن آب در دسترس می‌‏شود. برای کاهش و یا جلوگیری از تبخیر آب مخازن و استخرهای ذخیره‌‏ای راه‏‌های مختلفی مانند استفاده از مواد فیزیکی و شیمیایی ارائه شده است. یکی از مواد فیزیکی در کنترل تبخیر، پوشش‌‏های شناور ورقه‏‌های پلی‏‌استایرن است. در این پژوهش، به بررسی میزان کاهش تبخیر آب از تشت تبخیر استاندارد کلرادو با اضافه نمودن ورقه‏‌های پلی‌‏استایرن با ضخامت 3 میلی‏متر، جرم 50 گرم در یک متر مربع، قیمت هر متر مربع 8000 ریال و پوشش 60 درصدی پرداخته شد. نتایج نشان داد این ماده عملکرد مناسبی در کنترل و کاهش تبخیر دارد. با انجام آزمایش از خردادماه تا شهریورماه 1397 به مدت 4 ماه در شهر سمنان، مشاهده شد، لایه‌‏های پلی‌‏استایرن می‏‌توانند به‌‏طور متوسط تبخیر را حدود 44 درصد کاهش دهند. از دیگر مزیت‏‌های این ماده ارزان بودن آن، دوام مناسب در برابر تابش خورشید (در حدود 3 سال) و محیط آب و عدم آلوده کردن آب می‌‏باشد.

مسائل و راهکارهای استفاده بهینه و پایدار از منابع آب برای تولیدات دامی با تکیه بر ارتقاء بهره‌وری آب دامی

دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 23-36

https://doi.org/10.22067/jwsd.v7i1.81648

نادر حیدری

چکیده نوع مقاله: مروری تولید محصولات دامی در شرایط کمبودآب و به دلیل بالابودن محتوی آب مجازی آنها، همواره موردمناقشه محافل علمی بوده است. برخی منابع علمی معتقدند که تولید محصولات دامی به‌دلیل نیاز زیاد آنها به تولید محصولات علوفه‌ای، به منابع آب کشورهای کم‌آب، آسیب می‌زند؛ درحالیکه منابع علمی دیگری براین عقیده‌اند که در نیاز به آب زیاد برای تولید محصولات دامی اغراق‌شده و در موارد زیادی «بهره‌وری آب دامی» با بهره‌وری آب بعضی محصولات زراعی، به‌خصوص وقتی که پروتئین حاصله و ارزش تغذیه‌ای محصولات و یا سایر خدمات دام ملاک قرارگیرند، قابل مقایسه هستند. به‌هرحال همانند بحث بهره‌وری آب کشاورزی، حل مسئلۀ تولید دام از منابع آبِ محدود، درگرو بهبود بهره‌وری آب دامی است. برحسب تعریف، بهره‌وری آب دامی عبارت است از نسبت منافع خالص حاصل از محصولات و خدمات مرتبط با دام به‌میزان آب مصرفی در تولید محصولات دامی. دربحث بهره‌وری آب دامی هدف، افزایش تعداد دام و یا افزایش میزان تولیدات دامی نیست؛ بلکه هدف اصلی ایجاد فرصت‌های لازم با همان منافع و با تعداد دام کمتر و تقاضای کمتر آب کشاورزی برای تولید علوفه می‌باشد. در این مقاله ضمن بررسی دیدگاه‌های علمی مختلف درخصوص مزیت تولید محصولات دامی در شرایط کمبود منابع آب با درنظرگرفتن بهره‌وری آب محصولات زراعی و دامی، مفهوم شاخص بهره‌وری آب دامی و نحوۀ محاسبه آن، تشریح شده است. سپس مقادیر کمّی و ظاهری این شاخص براساس منابع مختلف، ارائه گردیده و منابع خطا، مسائل و چالش‌های اندازه‌گیری‌ واقعی آن، تشریح شده است. به طورکلی تولیدات دامی می‌توانند به‌عنوان یک روش مؤثر و یا بالعکس ناکارآمد در تولید غذا برای مردم-بسته به انتخاب مقیاس و سیستمی که دام در آن تولید می‌شود- تلقی شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ایران، ارتباطات لازم در بحث تولید دام با آب مصرفی، به‌خصوص در سیستم‌های ترکیبی زراعت-دام و در مقیاس حوضه‌آبریز، هنوز ایجاد نشده است.

استفاده بهینه از آب باران راهکاری برای مقابله با کم آبی در مناطق خشک و نیمه ‌خشک

دوره 5، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 115-122

https://doi.org/10.22067/jwsd.v5i1.62964

زهرا نوری، محمد علی زارع چاهوکی

چکیده بارندگی کم همراه با توزیع نامناسب زمانی و مکانی، کمبود منابع آب و افزایش تقاضا برای آب از مشکلات اساسی در مناطق خشک و نیمه‌خشک می‌باشد. استفاده بهینه از منابع آبی موجود و نیز تلاش در جهت دستیابی به منابع آبی جدید دو راه حل عمده برای رفع نسبی این مشکلات هستند. از این میان، جمع‌آوری آب باران یکی از شاخص‌ترین روش‌های مدیریت بهره‌برداری از آب باران برای مقابله با کم آبی می‌باشد که در بسیاری از مناطق به سرعت در حال توسعه است. با توجه به تنوع و گستردگی روش‌های جمع‌آوری آب باران، باید در انتخاب روش مناسب به ویژگی‌هایی از قبیل مقدار بارندگی و نحوه توزیع آن، توپوگرافی زمین، نوع خاک، عمق خاک، عوامل اقتصادی و اجتماعی و مصارف آب هر منطقه توجه جدی نمود. در این مقاله، ابتدا عوامل موثر در انتخاب و طراحی روش‌های جمع‌آوری آب باران از جمله عوامل طبیعی مانند شرایط آب و هوایی، توپوگرافی منطقه، رواناب و عوامل فنی، اقتصادی، سازمانی و اجتماعی بررسی شده است. سپس روش‌های مختلف مربوط به سامانه‌های جمع‌آوری آب باران با سطوح آبگیر کوچک، بزرگ و جمع‌آوری آب از پشت بام‌ها به تفضیل بیان شده است.

درآمدی بر حمایت کیفری از حقوق آب

دوره 5، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 133-142

https://doi.org/10.22067/jwsd.v5i1.64556

سید حسین حسینی، حسن یوسفی

چکیده بدون تردید قدرت هر کشوری برای تنظیم، تخصیص و کنترل منابع آب در درجه اول بستگی به وجود چارچوب حقوقی مدون برای مدیریت و حمایت از منابع آب دارد. قوانین و راهکارهای موجود در جهت حمایت از حقوق آب در بسیاری از کشورها از جمله ایران اغلب پیچیده، پراکنده و فاقد ضمانت اجرایی متناسب بوده و از شیوه ‏های مدرن مدیریت آب به دور مانده است. حمایت‏ های کیفری از حقوق آب به طور پراکنده در قوانین قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران دیده می ‏شود. اما این قوانین به نحوی ساماندهی نشده که از یک سو امکان بهره‏ مندی عادلانه عموم از منابع آبی را فراهم آورد و از سوی دیگر باعث جلوگیری از ارتکاب رفتارهای ناهنجار علیه منابع آبی شود و چه بسا این قوانین خود به نوعی تشدیدکننده بحران آب در کشور بوده ‏اند. لایحه‏ ی قانون جامع آب ایران، در چارچوب قانون اساسی و سیاست ‏های کلی نظام، ضمن توجه به ارزش اقتصادی، امنیتی و سیاسی آب، با رفع چالش ‏های موجود به حمایت کیفری کارآمد از حقوق آب پرداخته است.

ارزیابی شاخص‏ های بهره ‏وری آب در شرکت ‏های تحت نظارت آستان قدس رضوی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1394، صفحه 9-14

https://doi.org/10.22067/jwsd.v2i2.46819

عزیزاله ایزدی، کامران داوری

چکیده هدف از این تحقیق، تعیین و ارزیابی میزان بهره وری آب به دلیل کمبود منابع آب برای هر یک از محصولات مختلف در شرکت های تحت نظارت آستان قدس در طی فصل زراعی 87-86 می باشد. داده های مزرعه ای مورد نیاز مانند میزان عملکرد و مقدار آب مصرف شده برای هر یک از محصولات از طریق بازدید از این مجتمع ها و همچنین تکمیل پرسشنامه هایی در محل، تهیه و جمعآوری گردید. با توجه به داده های جمع آوری شده، چهار نوع شاخص مختلف بهره وری آب برای تک تک محصولات محاسبه گردید. برای تحلیل بیشتر و آگاهی از وضعیت بهره وری آب در داخل هر مجتمع، ابتدا شاخص های بهره وری به کمک روابط ریاضی بی بعد و امتیازبندی گردیدند سپس محصولات مشترک چاه های مختلف با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که محصول ذرت با امتیاز 42/1 برای مجتمع مزرعه نمونه مشهد، پسته با امتیاز 61/1 برای کشت و صنعت سرخس، گندم با امتیاز 27/2 برای کشت و صنعت اسفراین، جو و پسته با امتیاز 5/0 برای کشت و صنعت بردسکن، ذرت علوفه ای با امتیاز 27/2 برای مجتمع کشاورزی تربت حیدریه و پسته با امتیاز 74/0 برای مجتمع موقوفات و کشاورزی گناباد، بهترین وضعیت را از نظر بهره وری آب دارا بودند. در بین مجتمع‏ های مختلف نیز بهترین محصول از نظر بهره وری مربوط به گندم در کشت و صنعت مزرعه نمونه مشهد و ضعیف ترین محصول مربوط به گندم در کشت و صنعت اسفراین و یونجه در مجتمع موقوفات و کشاورزی گناباد به صورت مشترک بودند. در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده مشخص گردید که کشت و صنعت مزرعه نمونه مشهد و اسفراین به ترتیب جایگاه اول و آخر را از نظر بهره وری آب به خود اختصاص داده اند.

پیاده سازیِ «مدیریت راهبردی منابع آب»؛ یک چارچوب پیشنهادی با استفاده از ابزار «نقشه راه»

دوره 1، شماره 2، شهریور 1393، صفحه 101-112

https://doi.org/10.22067/jwsd.v1i2.39602

حمید عمرانیان خراسانی، کامران داوری، علی باقری، الهام قیسانی

چکیده اقدام بدون وجود چارچوب، موجه نبوده و به احتمال زیاد با شکست یا مشکل رو­به­رو خواهد شد. به علت تعدد عوامل مؤثر، گستردگی و پیچیدگی «فضای مدیریت منابع آب» و نیز دراز­مدت بودن اثربخشی اقدامات در این فضا، ضرورت تبیین چارچوب قطعی به­نظر می­رسد. این مقاله یک چارچوب پیشنهادی، که بر­اساس فعالیت انجام گرفته تحت عنوان «طرح استقرار سیستم مدیریت راهبردی منابع آب استان خراسان جنوبی» تهیه شده، را گزارش نموده است. در این چارچوب برای تبدیل «آرمان و چشم­انداز» یا همان فهم کلان از راه­حل، به برنامه­های اجرایی از ابزار «نقشه­راه» استفاده شده است. مراحل این چارچوب عبارتند از: «بررسی وضع موجود»، «گفتگوی گروداران»، «تدوین چشم­انداز مشترک»، «تبیین سیاست­های کلان»، «ترسیم نقشه­راه»، «تبیین سیاست­های اجرایی»، و نهایتاً «تدوین برنامه­های عملیاتی». جزئیات هر مرحله ارئه شده است. قبل از تدوین برنامه­های عملیاتی، درجه پایداری سیاست­های اجرایی با چهار معیار اجماع، عدالت، برگشت­پذیری و قابلیت اعتماد نیز کنترل شده­ است.