چالشهای حقوقی مشارکت بخش خصوصی در تغذیه مصنوعی آبخوانها (رواناب باران)در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1405
سجاد مقدس، سید محسن قائمی خرق
چکیده با توجه به فضای پرتنش آبی کشور و کاهش سطح آبهای زیرزمینی همراه با افزایش برداشتها در دشتها که بسیاری از آنها به وضعیت بحرانی و فوقبحرانی رسیدهاند، ضرورت بازشناسی راهکارهای احیاء و تعادلبخشی شدت یافته است. تغذیه مصنوعی آبخوان از جمله راهبردهای مورد توجه است و استفاده از روانابهای باران برای تغذیه آبخوان بهخصوص در نقاطی که پراکنش بارندگی مناسب است مورد توجه قرار میگیرد. از منظر حقوقی، هنگامیکه رواناب باران جمعآوری و استحصال میشود و سپس بهواسطه فناوری به آبخوان منتقل میگردد، پرسش محوری این است که وضعیت مالکیت و بهرهبرداری از این آب چگونه تبیین میشود، زیرا با انتقال به آبخوان آب بلافاصله بهصورت مشترکات و ثروت عمومی درآمده و «تغییر ظرف» در عمل «تغییر مالکیت» را پدید میآورد. در این بستر، چالش حقوقی امکانسنجی مشارکت بخش خصوصی در تزریق رواناب باران به آبخوانها برجسته میشود: آیا بخش خصوصی میتواند نسبت به حجمی که به آبخوان منتقل نموده است حق بهرهبرداری قطعی یا سهمی معین مطالبه کند، یا اینکه تنها مسیر تفاهم با وزارت نیرو یا دریافت پرداخت از دولت برای انجام فرایند مجاز است. لازم است اشاره شود که در سطح قانونگذاری نیز تلاشهایی صورت گرفته است. از سوی دیگر، دولت بر اساس برنامه هفتم، تصویبنامههای هیأت دولت و طرحهای احیا ملزم است افزایش سطح آبخوانها را بهعنوان راهبرد خود قرار دهد.
برآورد ارزش اقتصادی آب در بخش صنعت: مطالعه موردی صنایع تولید فلزات پایه و فرآوردههای معدنی غیر فلزی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1405
https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2602-1496
صدف جهانگیری، محمدرضا نظری
چکیده با توجه به کمیابی روزافزون منابع آبی و نقش حیاتی آن به عنوان یک نهاده در فرآیندهای تولید بخش صنعت، در این پژوهش به برآورد ارزش اقتصادی آب در دو صنعت تولید فلزات پایه و فرآوردههای معدنی غیرفلزی پرداخته شده است. این تحقیق با استفاده از روش تابع تولید و بر اساس رهیافت اقتصادسنجی داده-های تلفیقی و با استفاده از دادههای مرکز آمار ایران برای کارگاههای صنعتی 10 نفر کارکن و بیشتر (دوره زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۹) در سطح ۶ استان کشور شامل خوزستان، کرمانشاه، کردستان، لرستان، مرکزی و همدان انجام شده است. نتایج نشان میدهند که ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب در صنعت تولید فرآوردههای معدنی غیر فلزی معادل 96/2882 هزار ریال و در صنعت تولید فلزات پایه حدود 2/1380 هزار ریال میباشد. این در حالی است که بهای تمامشده هر مترمکعب آب در حدود 6/64 هزار ریال و تعرفه پرداختی صنعت برای هر مترمکعب آن تنها 0/27 هزار ریال میباشد. این ارقام نشاندهنده وجود یک شکاف قابلتوجه بین ارزش واقعی اقتصادی آب در بخش صنعت با قیمت تمام شده و همچنین با تعرفه پرداختی توسط صنایع است. بهطور خاص، میانگین ارزش اقتصادی آب به بهای تمامشده آن در بخش صنعت معادل 33 بوده و نسبت تعرفه پرداختی برای آب به ارزش اقتصادی آن کمتر از 27/1 درصد می-باشد. این یافتهها بر لزوم اصلاح نظام تعرفهگذاری و بهرهبرداری بهینه از منابع آبی به منظور کاهش مصرف آب و بهبود بهرهوری آن در بخش صنعت تأکید دارد.
ادراک و معناسازی آب در زیستجهان شهروندان برای مدیریت پایدار آب (مورد مطالعه افراد میانسال شهر اردبیل)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مهر 1405
https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2602-1501
حسن بخشی زاده، رقیه علائی
چکیده موضوع آب در ایران و جهان فراتر از یک مسئله فنی و مدیریتی، دارای ابعاد عمیق زیستی- اکولوژیک، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معنایی میباشد که درک آن مستلزم توجه به تجربههای زیسته کنشگران اجتماعی است. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی تفسیری آلفرد شوتس، به بررسی ادراک و معناسازی آب در جهان زندگی شهروندان شهر اردبیل میپردازد. هدف مقاله، فهم نحوه معنابخشی شهروندان به آب و بررسی نقش این معناها در شکلدهی به نگرشها، رفتارهای مصرفی و کنشهای محیط زیست آنان است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته گردآوری و با استفاده از ترکیبی از تقلیل پدیدارشناختی، کدگذاری باز و گزینشی تحلیل شدند. طبق یافتهها، آب در تجربه زیسته مشارکتکنندگان، صرفاً یک منبع طبیعی نیست، بلکه پدیدهای چندلایه با بار معنوی، اخلاقی، دینی و هویتی است. برای نسلهای میانسال و سالمند، معناهای مرتبط با آب ریشه در تجربه کمآبی، دشواری دسترسی، زندگی روستایی و آموزههای دینی–خانوادگی دارد. این معناها، در قالب مفاهیمی مانند نعمت الهی، امانت، طهارت، برکت و حیات بازنمایی میشود و بهعنوان مکانیزمی درونی در تنظیم رفتار مصرفی و پرهیز از اسراف عمل میکند. همزمان، یافتهها حاکی از کاهش قداست و معنویت آب در تجربه نسلهای جوانتر است که تحت تأثیر دسترسی آسان، کالاییشدن آب و تضعیف انتقال ارزشها بین نسلی قرار دارد. نتیجهگیری پژوهش نشان میدهد که نادیدهگرفتن ابعاد معنایی و فرهنگی آب، اخلاق زیستمحیطی و اثربخشی سیاستهای مدیریت آب را تضعیف میکند. از این رو، پیشنهاد ادغام رویکردهای اجتماعی–فرهنگی با سیاستگذاریها میتواند به مصرف مسئولانه و تحقق توسعه پایدار منابع آب کمک کند.
طراحی مدل درآمدی پایدار برای زنجیره ارزش دادههای کلان آب ایران: تلفیق تحلیل اقتصادی، ارزیابی ریسک و سنجش تمایل به پرداخت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مهر 1405
https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2601-1492
مهسا قطبی زاده، مهدی ضرغامی
چکیده در عصر اقتصاد دیجیتال، دادههای کلان آب بهعنوان یک دارایی راهبردی، ظرفیت بالایی برای خلق ارزش اقتصادی و تقویت مدیریت پایدار منابع آب دارند. با این حال، در ایران علیرغم وجود زیرساخت گسترده پایش، زنجیره ارزش اقتصادی منسجمی پیرامون این دادهها شکل نگرفته و مدل موجود که عمدتاً متکی بر بودجه دولتی است، از پایداری مالی و کارایی لازم برخوردار نیست. این پژوهش با هدف تحلیل اقتصادی زنجیره ارزش دادههای آب و طراحی یک مدل درآمدی بومی و پایدار انجام شده است.
در این مطالعه، با استفاده از رویکرد ترکیبی کیفی–کمی، زنجیره ارزش دادههای آب بر اساس مدل پورتر بومیسازی و شاخصهای مالی کلیدی محاسبه شد. نتایج حاکی از توجیهپذیری بالای اقتصادی سرمایهگذاری است، بهطوریکه نرخ بازده داخلی (IRR) معادل ۳۲ درصد، ارزش فعلی خالص (NPV) مثبت و دوره بازگشت سرمایه حدود ۳ سال برآورد گردید. با این وجود، تحلیل حساسیت نشان میدهد پروژه نسبت به کاهش جزئی درآمد (حدود ۷ درصد) آسیبپذیری بالایی دارد.
تحلیل کارایی مرحلهای زنجیره ارزش نشان داد مرحله «جمعآوری داده» کمبازدهترین و مرحله «انتشار و ارائه خدمات» پربازدهترین بخش زنجیره است. همچنین نتایج تحلیل اجتماعی تمایل به پرداخت نشان میدهد حدود ۶۸ درصد از کاربران هدف برای دادههای باکیفیت آب حاضر به پرداخت هستند و عواملی مانند دقت، اعتبار و بهروز بودن دادهها نقش تعیینکنندهای دارند. در نهایت، با ارزیابی مدلهای درآمدی به روش AHP، مدل «خدمات ارزشافزوده» و سپس «اشتراک سازمانی» بهعنوان راهبردهای بهینه درآمدزایی انتخاب شد و چارچوبی یکپارچه برای حکمرانی و تجاریسازی پایدار دادههای آب پیشنهاد میشود.
نقش تسهیلگری اجتماعی در توانمندسازی جوامع محلی برای مشارکت در پروژه انتقال آب به دشت سیستان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405
https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2604-1512
ام البنین خواجه، عنایت عباسی، همایون فرهادیان
چکیده طرح آبیاری 46 هزار هکتاری دشت سیستان در سال 1393 بهعنوان یکی از مهمترین طرحهای آبرسانی در کشور بهصورت اجرایی آغاز گردیده است. تسهیلگران اجتماعی به عنوان افرادی توانمند، آگاه و آشنا به مسائل و روابط اجتماعی خاص در منطقه سیستان نقش مهمی در جلب مشارکت مردم در طرح داشتند. هدف از این پژوهش بررسی نقش تسهیلگری اجتماعی در توانمندسازی جوامع محلی برای مشارکت در طرح انتقال آب به دشت سیستان بود. پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی و علّی ـ مقایسهای است که بهصورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کشاورزان مشمول طرح انتقال آب (56693=N) بودند که 381 نفر از آنها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامهای بود که روایی آن توسط اساتید و متخصصان به تأیید رسید و پایایی با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ محقق گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS26 و از آزمونهای آماری مرتبط استفاده شد. یافتهها نشان داد که متغیرهای اعتمادسازی، آگاهیبخشی، نهادسازی و جریانسازی، ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی و دانش و مهارت فنی با متغیر توانمندسازی مردم محلی رابطه معنیداری داشتند. همچنین یافتهها نشان داد که بین متغیر توانمندسازی با مشارکت مردم در انجام طرح، رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. نتایح تحلیل علّی حاکی از آن بود که متغیر توانمندسازی دارای بیشترین اثر علی کل بر روی متغیر مشارکت میباشد. متغیرهای اعتمادسازی، نهادسازی و جریانسازی، دانش و مهارت فنی، ویژگیهای شخصیتی و آگاهیبخشی در رتبههای بعدی قرار دارند.
