با همکاری انجمن هیدرولیک ایران
دوره و شماره: دوره 9، شماره 4 - شماره پیاپی 26، زمستان 1401 (مدل‌سازی در سیستم‌های منابع- مصارف آب) 

سرمقاله و یادداشت کوتاه

سعید مرید، علی شهبازی

چکیده سرمقاله:
ارزیابی تغییرات مصرف آب در طرح «کشت یک میلیارد درخت» با مدل‌سازی «حسابداری آب سبز و آبی»
سعید مرید/ عضو هیئت تحریریه
 
یادداشت کوتاه:
لزوم تدوین نقشه راه در توسعه سامانه‌های یکپارچه پایش و پردازش اطلاعات در حوزه مدیریت منابع آب
علی شهبازی/ معاون مطالعات جامع منابع آب، سازمان آب و برق خوزستان

انتقال آب و سازه های آبی

تخمین عمق آبشستگی حوضچه استغراق جت‌های متقاطع متقارن به روش ماشین بردار پشتیبان

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1154

محمد باقرزاده، میرعلی محمدی

چکیده در پایین‌دست سرریز سدهای بلند به ‏منظور افزایش میزان استهلاک انرژی جریان از حوضچه‌های استغراق استفاده می‌شود. این نوع سازه‌ها یک گودال آبشستگی در پایین‌دست سد بوده که به بررسی مسئله آبشستگی نیازمند است. تحقیق حاضر با هدف بررسی عملکرد روش ماشین بردار پشتیبان (SVM) به‏ عنوان یکی از تکنیک‌های شناخته شده محاسبات نرم که در برآورد عمق آبشستگی حوضچه استغراق برآمده از جت‌های متقاطع متقارن به ‏کار برده می‌شود. در ابتدا با استفاده از داده‌های آزمایشگاهی به تعیین درصد اجرا و کرنل مناسب روش SVM پرداخته شد. سپس پارامترهای کارآ در عمق آبشستگی دربرگیرنده عدد فرود دنسیمتریک، عمق نسبی پایاب، زاویه قائم جت، زاویه برخورد جت و فاصله نسبی محل برخورد جت تا سطح آب (Frd90 ،Tw ،αv ،αc ،δ)، به مدل‌های مختلف تقسیم‌بندی و اجرا شدند. مقادیر عددی معیارهای ارزیابی RMSE ،R و NRMSE مربوط به نتایج مرحله آزمون برای مدل برتر در برآورد عمق آبشستگی به ‏ترتیب برابر 0/9563، 0/688 و 18/47% به‏ دست آمد. نتایج خروجی از این مدل، عملکرد قابل  قبول SVM در برآورد عمق آبشستگی این پژوهش را می‌‏پذیرد. همچنین نتایج آنالیز حساسیت بر روی مدل برتر در تحقیق حاضر نیز آشکار نمود که پارامترهای Tw و αv به‌ترتیب بیشترین و کمترین کارآیی در میزان درستی پیش‌بینی عمق آبشستگی را دارند.

مدیریت آب و اقتصاد

طراحی مدل مفهومی و ساختاردهی زنجیره تأمین آب شیرین با استفاده از رویکرد ترکیبی روش‌شناسی سیستم‌های نرم و مدل‏سازی معادلات ساختاری

صفحه 13-22

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1157

محمد مهدی مهتدی، پوریا فرح گل، سپیده خوشاب، سهیلا مرادی

چکیده فراهم کردن آب شیرین، امروزه یکی از چالش‌‏های بشریت و از نگرانی‏‌های سازمان ملل متحد و سازمان فائو می‌باشد. بنابر تغییرات ناگهانی الگوهای عرضه و درخواست آب شیرین در جهان کنونی، مدیریت فراهم کردن آن به‌صورت چالشی دنبال می‌شود. هدف از این پژوهش، طراحی مدل مفهومی و ساختاردهی زنجیره تأمین آب شیرین با استفاده از رویکرد ترکیبی روش‌شناسی سیستم‌های نرم و مدل‏سازی معادله‏‌های ساختاری می‌باشد. با شیوه گلوله برفی مصاحبه‌‌ای باز و طرح پرسش واحد و جامع از ۲۰ تن از خبرگان و صاحب‌نظران فعال انجام شد. پس از آن نقش پژوهشگران در سازماندهی و ساختاردهی عوامل شناسایی شده از جمع‌آوری اطلاعات، مدل سیستمی ارائه شد. سپس مدل کیفی ناشی از تفکر سیستمی افراد شرکت‌کننده در پژوهش در بخش کمی برای اعتبارسنجی، در چارچوب فرضیه و آزمون فرض، در نرم‌افزار PLS-SMART اندازه‌گیری شد. یافته‌ها نشان داد چنانچه زنجیره تأمین آب شیرین یک سیستم در نظر گرفته شود، ورودی و عرضه این سیستم آب باکیفیت، باران و سیل است، اختلال در پردازش و تحلیل این سیستم ضربه زدن ذی‌‏نفعان است؛ کنترل برای فرهنگ‌سازی به‌عنوان عامل اثرگذار و تعدیل‌کننده این سیستم؛ آب‏ و هوای چندگانه، بی‌ثباتی سیاست‌ها، فجایع طبیعی به‌عنوان عامل‌های محیطی و سیاسی‌کاری؛ سیاست سفارش و مصرف مقداری و کنترل کیفیت برای شکل‌دهی به کنترل فرهنگ‌ساز؛ تقاضا و خروجی مختل‌کننده در این سیستم توزیع لجستیک، هدررفت آب و پیش‌بینی مصرف اشتباه و فرار مالیاتی بوده و سرانجام دستاوردهای بهینه مدل شناسایی ردپای آب، واکاوی مسائل پایداری آب و کنترل کمبود آب می‌باشند.

مدیریت آب و اقتصاد

متابولیسم آب شهری، ابزاری کارآمد جهت ارزیابی عملکرد مدیریت آب شهری (مطالعه موردی شهر اصفهان)

صفحه 23-36

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2207.1162

نیما نظامی، مصطفی تیزقدم، مهدی ضرغامی، مریم عباسی

چکیده با افزایش تغییرات آب‏ و هوایی و اجتماعی، چالش امنیت آبی شهرها پررنگ‌تر می‌شود و تصمیم‌گیران شهری برای دستیابی به مدیریت پایدار آب شهری در زمینه‏‌هایی مانند بهره‌وری آب و استفاده مجدد از فاضلاب حرکت می‌کنند. در این پژوهش یک چارچوب متابولیسم آب شهری براساس موازنه جرمی آب گسترش داده شد. با استفاده از آن الگوهای جریان آب در بخش‌‏های شهری بررسی و کارایی مدیریت آب در شهر اصفهان ارزیابی شد. در این مقاله معادله‌‏های پیشین متابولیسم آب شهری بررسی و رابطه‏‌های تازه‏ای با در نظر گرفتن جایگاه مدیریت آب شهری در شهرهای کشورهای درحال‌توسعه مانند ایران، با اضافه شدن پارامترهایی مانند آب بدون درآمد، تعریف شد. مدل متابولیسم آب ساخته‌ شده برای اولین بار بر روی شهر اصفهان به‌عنوان یک نمونه واقعی برای سال ۱۳۹۸ به‏ کار گرفته شد و الگوی استفاده از آب و کارایی آب شهری اصفهان تحلیل شد. شهر اصفهان تا اندازه بسیاری به آب سطحی و منابع آب سد و رودخانه زاینده‌رود وابسته است. درحالی‌که با داشتن تعداد بسیاری مصرف‌کننده خانگی پتانسیل بالایی از دیدگاه منابع آب خاکستری و فاضلاب تصفیه‌ شده دارد. بررسی‌ها نشان داد بیش از ۸۰ درصد از نیاز آبی شهر اصفهان از منابع خارجی تأمین می‌شود و همین مورد گویای شکننده بودن فراهم کردن آب پایدار و وابستگی شدید شهر اصفهان به بخش‏‌های پیرامون برای فراهم کردن آب خود است. این نتایج نشان می‌دهد، چارچوب متابولیسم آب به آسان کردن درک و ارزیابی‌های فراگیرتر از کارایی آب شهرها کمک می‌کند.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

کاربرد و ارزیابی توانایی توابع مفصل در تخمین بارش روزانه در شرق حوضه دریاچه ارومیه

صفحه 37-46

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1156

محمد خالدی علمداری، ابوالفضل مجنونی هریس، احمد فاخری فرد

چکیده استفاده از سری داده‌های صحیح و بدون داده گم‌شده، شرط لازم برای انجام بیشتر مطالعات آماری و هیدرولوژیکی است. با توجه‏ به اهمیت بارش به‌عنوان یکی از مهمترین متغیرهای اقلیمی و هیدرولوژیکی، در این پژوهش به‌منظور پیش‌‌بینی بارش روزانه تبریز، از توابع مفصل استفاده شده و نتایج آن با روش‌های هوشمند و آمار کلاسیک مقایسه شد. به‌منظور پیش‌بینی بارش در ایستگاه تبریز، از داده‌های بارش ایستگاه‌های سراب، سهند و مراغه نیز به‌عنوان ایستگاه‌های کمکی استفاده شد. بر اساس نتایج به‌دست آمده در بین همه روش‌های مورد بررسی، روش مدل درخت با مقادیر RMSE معادل 3/14 میلی‌متر و MAD معادل 2/13 میلی‌متر و روش جنگل تصادفی با مقادیر RMSE معادل 5/18 میلی‌متر و MAD معادل 3/04 میلی‌متر به‌ترتیب بیشترین و کمترین دقت را در برآورد رویدادهای بارش دارند. در میان مفصل‌های ارشمیدسی، تابع گامبل مقادیر RMSE و MAD به ترتیب 3/89 و 2/51 میلی‌متر می‌باشد. از آنجایی‏‏که محدوده خطای داده‌های تخمینی به‏دست آمده از توابع مفصل بسیار نزدیک به سایر روش‌ها می‌باشد؛ باتوجه‏به قابلیت‌های توابع مفصل از جمله توانایی اعمال شرط‏های متعدد و ماهیت احتمالاتی آن، که رفتار پدیده را در نظر می‌گیرد، می‌توان گفت در شرایط مشابه توانایی توابع مفصل در برآورد داده‌های گمشده پدیده‌های احتمالاتی مانند بارندگی مناسب است.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

تحلیلی بر نقش گروداران کلیدی در مدیریت تالاب‌های اقماری جنوب دریاچه ارومیه

صفحه 47-58

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1159

سید مهدی مجتهدی، اصغر طهماسبی، سید محمد شبیری، علیرضا علوی تبار، بهمن زندی

چکیده رویکرد مدیریت زیست‌بومی نگاهی جامع‌نگر به مدیریت تالاب‌ها است که بر مدیریت مشارکتی و تعامل میان‌بخشی و فرابخشی دستگاه‌های دست اندرکار و جوامع محلی حوضه‌آبخیز تأکید دارد. با این وجود، تحلیل روابط و تعاملات گروداران در مدیریت تالاب‌ها، کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل شبکه‌های اجتماعی به بررسی نقش و جایگاه گروداران کلیدی در شبکه همکاری سازمانی در تالاب‌های اقماری دریاچه ارومیه پرداخته است. بدین منظور پس از شناسایی گروداران کلیدی از روش نمونه‌گیری گلوله برفی و مصاحبه با دست‌اندرکاران و کنشگران موثر بر حفاظت و احیای تالاب، داده‌ها با ابزار مصاحبه و پرسشنامه‌ گردآوری و ماتریس شبکه همکاری تشکیل شد. سپس داده‌ها در نرم‌افزار Ucinet با استفاده از شاخص‌های مرکزیت درجه ورودی، مرکزیت درجه خروجی و مرکزیت بینابینی تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که دستگاه‌ها دولتی مانند جهاد کشاورزی، شرکت سهامی آب منطقه‌ای و آب و فاضلاب شهری در مقایسه با سایر گروداران، بیشترین کنترل و قدرت در شبکه همکاری سازمانی برخوردار بوده و در مقابل سازمان‌های جامعه مدنی، همچون سازمانهای مردم نهاد، تشکل‌های کشاورزان از کمترین درجه مرکزیت ورودی برخوردارند. قدرت و نفوذ پایین سمن‌ها و تشکل‌های محلی در شبکه همکاری سازمانی، از علائم غلبه نظام برنامه‌ریزی متمرکز، از بالا به پایین و سلسله مراتبی در مدیریت حوضه آبخیز تالاب‌های منطقه است.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

اخلاق آب

صفحه 59-76

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1160

مسعود رضایی

چکیده مصرف آب در قرن گذشته دو برابر بیش از جمعیت جهان رشد کرده و سرزمین‏های بی‌شماری از جهان با کمبود آب روبه‏رو هستند یا در آینده مواجه خواهند شد. دسترسی به آب تهدیدی بزرگ برای صلح جهانی در قرن حاضر شناخته شده است و چالش‌‏های اخلاقی مربوط به آب در اولویت قرار گرفته‌اند. این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام‌مند سه دیدگاه بنیادی وظیفه‌گرایی، پیامدگرایی و فضیلت‌گرایی در فلسفه محیط‌زیست و کاربردهای آنها در مدیریت و سیاست‌گذاری آب را بررسی کرده است. هر یک از سه دیدگاه پیدایش رویکردهای اخلاقی گوناگون در زمینه آب را در پی داشته است، اما روشن است که در هر سه دیدگاه انسان ‌محوری نگاه غالب بوده است و نگرش اخلاقی درباره غیرانسان‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علاوه‏بر‏این، رویکردهای اخلاقی به آب با ضعف‌هایی نیز روبه‌‏رو هستند و برای مدیریت آب به رویکردی یکپارچه و کل‎نگر نیاز است که انسان‌ها و بوم‌نظام‌های آبی را در هم آمیزد و از یک جانبه‌گرایی پرهیز کند.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

مدل مفهومی ریشه‌های اخلاقی بحران محیط زیست

صفحه 77-88

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2209.1180

احسان تمسکی، مهدی کلاهی

چکیده در دهه‌های اخیر، بحران تخریب محیط‌‌زیست، ابعاد گسترده‌ای به خود گرفته و موجب نگرانی‌های فراوانی شده است. این بحران، از آن رو که نتیجۀ بحرانی فکری و اخلاقی است، بایستی فارغ از جنبه‌های فنی و مهندسی، مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ضمن واکاوی روابط مختلف انسان و دیدگاه‌های متفکران ِ جریان‌ساز در ارتباط با طبیعت، تلاش می‌شود که با ارائه مدلی مفهومی، ریشه‌های اخلاقی بحران محیط‌زیست تحلیل شود. بحران‌های محیط‌زیستی در ذیل نگرش‌هایی تشدید می‌شوند که ضمن تأکید بر انسان‏‌مداری، طبیعت را شیءای بی‌‏جان و فاقد شعور می‌دانند که بهره‌ای جز ماده بودن صرف، ندارد. مدل مفهومی این پژوهش، نشان می‌دهد که در تقابل با نقاط ضعف در جهان‏‌بینی خلقت، خودمحوری و دیگرگونه‏‌گریزی، به واسطه اثرات مثبتی که جهان هستی بر بحران‌های محیط‌زیستی دارد، نگرش «بوم‌محوری جهان‌وطنی» توسعه یافته است. اخلاق محیط‎زیست، اخلاقی جامع است؛ یعنی ضمن درنظرگرفتن فرهنگ‎‌ها، گونه‌‎ها و زیستگاه‎‌های دیگر، جهان‎‌وطنی است. اخلاق محیط‎زیست از آن‌رو که جهان‎‌شمول است، می‌تواند مبنایی برای بسط اخلاق در حوزۀ محیط زیست قرار بگیرد. اخلاق بوم‌شناختی، می‌تواند به عنوان یک اخلاق جهان‌‏شمول‎ در حل بحران‌های پیچیده و تو در توی جهان امروز، کارا باشد. برای نیل به این هدف، نخست باید از جزئیات اخلاق انسان‎‌‌محور آگاه شد و آن را با اخلاق محیط‏زیست مقایسه نمود. در یک کلام، اخلاق محیط‎زیست یا به‎‌بیان دقیق‌‎تر، اخلاق بوم‌محوری، اخلاقی جهان‎‌‌‌‌وطنی‎ است که قابلیت ایجاد اجماع بر چگونگی حل بحران‌های محیط‌زیستی را دارد.

آبیاری و کشاورزی

بررسی اثر پارامترهای جاذب، هدایت الکتریکی و عمق آب در مخازن استحصال آب (تقطیرگر) خورشیدی به منظور آبیاری تقطیری در گلخانه

صفحه 89-96

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2205.1141

زینب حمید، سعید برومندنسب، امیر سلطانی محمدی

چکیده از روش‌های مؤثر در توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها، استفاده از انرژی خورشیدی است که از قواعد اصلی تبخیر و تقطیر آب استفاده می‌کنند. آب‌شور وارد تشتک دستگاه می‌شود و سپس توسط تابش نور خورشید گرم و تبخیرشده، مواد اضافه و حتی برخی از میکروب‌ها، حین تبخیر از مولکول‌های آب جداشده و در تشتک باقی می‌مانند. تولید آب خالص وعدم نیاز به منابع انرژی متداول از مزایای این روش است. در این تحقیق اثر جاذب‌های پلی‌اتیلن با ضخامت یک سانتی‌متر و شیشه سیاه‌رنگ کف مخازن؛ عمق و هدایت الکتریکی آب، بر تغییرات حجم آب تقطیری ارزیابی شد. بدین منظور در مرداد ماه سال 1398در دانشکده مهندسی آب و محیط‌زیست دانشگاه شهید چمران اهواز، چهار مخزن تقطیرگر خورشیدی، در دو جهت شمالی- جنوبی و جنوبی- شمالی بر بام گلخانه آبیاری تقطیری نصب ‌شدند. آزمایش‌ها در مدت سه هفته، با چهار تیمار بررسی شدند (1- مخازن بدون جاذب پلی‌اتیلن و عمق آب در آن‌ها دو سانتی‌متر ؛ 2- مخازن با جاذب پلی‌اتیلن و عمق آب در آن‌ها دو سانتی‌متر؛ 3- مخازن حاوی جاذب پلی‌اتیلن و عمق آب در آن‌ها دو و چهار سانتی‌متر، در جهت شمالی- جنوبی؛ هر تکرار در یک هفته). هدایت الکتریکی در مخازن، 10 و 20 dS/m بود. نتایج نشان داد در مخازن جهت شمالی- جنوبی، افزایش عمق آب‌ شور از 2 به 4 سانتی‌متر، سبب افزایش میزان تولید آب تا 65% شد؛ همچنین در این جهت مخازن حاوی آب با هدایت الکتریکی بیشتر، سبب افزایش در میزان تولید آب تقطیری تا 5% شدند، در مخازن جنوبی- شمالی در هفته اول اندازه‌گیری، میزان تولید در مخزنی با هدایت الکتریکی dS/m 10(مخزن شماره دو) تا 2 لیتر بیشتر بود. درنهایت با توجه به ثابت بودن سایر عوامل دخیل، اختلاف حجم کل آب تولیدی بین دو حالت وجود و عدم وجود جاذب پلی‌اتیلن در مخازن شمالی- جنوبی، 22% به‌دست‌آمد و برای مخازن جنوبی- شمالی، این اختلاف به 84% رسید. شرایط بهینه برای تولید آب، وجود جاذب پلی اتیلن و عمق آب بیشتر بود.

آبیاری و کشاورزی

تعیین کننده‌های مدیریت پایدار مصرف آب در بین مرکبات‌کاران شهرستان گچساران

صفحه 97-106

https://doi.org/10.22067/jwsd.v9i4.2206.1155

فاطمه علی پناهیان، آیت اله کرمی

چکیده بخش کشاورزی کلیدی‌ترین بخشی است که پیوند تاریخی و اجتماعی محکمی با آب دارد. آب یکی از بزرگترین چالش‌های سده حاضر آدمیت است. محدودیت ذاتی منابع آب از برجسته‏‌ترین چالش‌های بخش آب می‌باشد. پژوهش حاضر نیز به‌‏منظور بررسی پایداری مصرف آب در باغ‏های مرکبات گچساران انجام شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه‏‌‏ای که توسط پژوهشگر ساخته شده است و شامل مدیریت پایداری، اجتماعی، نهادی، فیزیکی، دانشی و نگرشی می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌‏ها با نرم‌‏‏افزار SPSS انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر 300 نفر از مرکبات‌کاران گچساران می‌باشند. با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد ۱۶۹ نفر به‌‏عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین مدیریت پایدار مصرف آب و عامل دانشی رابطه معنا‌دار و متوسط وجود دارد. ولی رابطه بین مدیریت پایدار مصرف آب و عوامل فیزیکی، اجتماعی، نگرش و نهادی معنادار و ضعیف می‌باشد. همچنین متغیرهای وارد شده در تحلیل رگرسیون، در مجموع 29 درصد عوامل اثرگذار بر متغیر پایداری مدیریت مصرف آب را بازگو کردند. بیشتر باغداران از کود حیوانی استفاده می‌کردند که استفاده از کود حیوانی ذخیره‌سازی آب و افزایش ماندگاری رطوبت را در پیش دارد. اما استفاده بلندمدت از کودهای شیمیایی می‌تواند نابودی خاک و آلودگی آب‌های زیرزمینی را در پیش داشته باشد.

یادداشت تحلیلی (ترجمه): معرفی معیارهای دستیابی به پایایی آب زیرزمینی (برگرفته از قانون SGMA کالیفرنیا)

صفحه 107-122

هاشم درخشان

چکیده قانون مدیریت پایای آب‌زیرزمینی کالیفرنیا (SGMA) شامل سه لایه قانونی است که در مجلس ایالت کالیفرنیا در سپتامبر 2014 به تصویب رسید و توسط جری براون  فرماندار این ایالت ابلاغ گردید. شالوده اصلی در این قانون پیاده‌سازی به بهترین نحو در سطح محلی می‌باشد به گونه‌ای که بتواند مدیریت آب در این ایالت را تا سال 2042 به پایایی کامل برساند. در این قانون برای دستیابی به پایایی آب‌زیرزمینی شش معیار معرفی شده، که این گزارش به معرفی این معیارها پرداخته است. همچنین رابطه بین معیارهای پایایی آب‌زیرزمینی را با هدف پایایی، پیامدهای نامطلوب، حداقل آستانه آب‏‌زیرزمینی و اهداف ‌قابل‌اندازه‌گیری به عنوان بخشی مهم از چگونگی تدوین طرح پایایی آب‌زیرزمینی (GSP) مورد توصیف قرار می‌دهد.

یادداشت تحلیلی: مدل‌سازی منابع و مصارف منابع آب حوضه‌های آبریز از طریق پیاده‌سازی حکمرانی داده در رصدخانه آب و انرژی (مطالعه موردی: پیاده‌سازی پیشخوان مدیریت منابع و مصارف در حوضه آبریز کرخه)

صفحه 123-130

مصطفی معصومی، عارف وائلی، غلامحسین کریمی، کیوان بوالحسنی، اردشیر کلانی، حسین انصاری

چکیده در سال‌های اخیر محدودیت منابع آب و انرژی و اسـتفاده نـامطلوب و غیـر اقتصـادی از آنها، عامل اصلی و محدودکننده توسعه کشور بوده است. از یک طرف جمعیت و بخش‌های مرتبط با آن، رشد چشم‌گیری داشته است. از طرف دیگر، حرکت رو به رشد بخش‌های مختلف مصرف‌کننده، لزوماً با توسعه منابع آب همسو نبوده است. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای آب و انرژی در کشور با تخریب شدید کمی ‌و کیفی منابع آب همراه بوده است. همچنین اقلیم خشک و نیمه‌خشک حاکم بر کشور و کمبود بارش‌ها و در نتیجه کمبود منابع آب موجب ایجاد چالش برای توسعه پایا شده است. یک ابزار مدیریتی جهت کنترل کمی ‌و کیفی منابع آب، استفاده از ابزارهای مدیریتی برخط و به‌روز و استفاده از آنها در قالب رصدخانه آب و انرژی جهت مدیریت بهینه منابع و مصارف است؛ و همواره بر این نکته تأکید شده که پایش و ارزیابی برخط1 منابع و مصارف آب، کلید موفقیت مدیریت آب خواهد بود. در راستای مدیریت بهینه و ارزیابی برخط منابع و مصارف آب در بخش‌های مختلف توسعه رصدخانه آب و انرژی می‌تواند ضمن بهبود «وضعیت داده و اطلاعات»، شرایط مناسبی از جهت «برنامه‌ریزی»، «مدیریت پویا» و «نحوۀ تعامل با سازمان‌های مرتبط» ایجاد نماید. چنین زیرساختی موجب کاهش و یا حذف وضعیت ناکارآمد اطلاعات از لحاظ پراکندگی، تعدد، تناقص، عدم انسجام و ... و نهایتاً سرگردانی تصمیم‌گیران خواهد شد. همچنین می‌توان با اعمال سناریوهای برخط در شرایط زمانی و مکانی خاص، امکان کاهش یا افزایش تخصیص آب به واحدهای مختلف را فراهم نمود. علاوه بر آن، ضمن بهینه‌سازی منابع و مصارف، موجب توجه به آستانۀ مخاطرات گردید. سازمان آب و برق خوزستان طی خشک‌سالی‌های دهۀ گذشته، رویکرد خود را در توزیع آب به‌تدریج از مدیریت عرضه (تأمین) که با بهره‌وری پایین همراه بود، به مدیریت تقاضا (مصرف) معطوف نمود. به‌عنوان‌مثال در شرایط خشک‌سالی مشابه سال 1392 در حوضۀ کرخه، توزیع آب در رودخانه با اولویت مدیریت عرضه صورت می‌گرفت. بدین‌صورت که هنگام رهاسازی جریان از سد مخزنی در بالادست، کنترل برداشت‌ها (مصارف) در رودخانۀ پایین‌دست سد به علت فقدان ابزارهای لازم (پیشخوان‌های مدیریتی و ...) صرفاً با استفاده از تجارب و قضاوت‌های مدیران و کارشناسان مربوطه و با تأخیر صورت می‌گرفت و چنانچه یک نقطه از رودخانه با کمبود آب مواجه می‌شد، این کمبود عمدتاً از طریق افزایش رهاسازی جریان از سد (تأمین از منبع) جبران می‌شد؛ اما از سال 1395 و به‌ویژه در خشک‌سالی‌های اخیر، رویکرد سازمان در توزیع آب به مدیریت مصرف تغییر یافت و به‌تدریج طی دو سال گذشته، زیرساخت و شرایط لازم برای این نوع مدیریت ایجاد شد، به‌طوری‌که در خشک‌سالی تابستان 1400، رویکرد جدید از طریق: (1) توسعه و پیاده‌سازی پیشخوان مدیریت منابع و مصارف آب در رودخانه‌ها، (2) پایش روزانه منابع و مصارف به‌منظور تعیین میزان انحراف از برنامه‌ریزیِ انجام‌شده و (3) تدوین برنامه اقدام برای پاسخ به وضعیت‌های خارج از برنامه، به‌طور کامل پیاده‌سازی و اجرا گردید. در خشک‌سالی تابستان 1400، مدیریت توزیع آب با رویکرد جدید در رودخانه کرخه در محدوده پایین‌دست سد مخزنی اعمال شد که طی آن از طریق کنترل مصارف، کاهش قابل‌توجهی در تلفات آب در طول رودخانه صورت گرفت و بین منابع و مصارف، تعادل مناسبی برقرار شد. مقایسه حجم آب توزیع‌شده با رویکرد قدیمی (مدیریت عرضه) در شرایط خشک‌سالی تابستان 1392 و حجم آب توزیع‌شده با رویکرد جدید (مدیریت مصرف) در شرایط خشک‌سالی تابستان 1400 نشان می‌دهد که اِعمال رویکرد جدید در سطح 34272 هکتار از اراضی کشاورزی تحت کشت تابستانه در محدوده ذکرشده، ضمن افزایش بهره‌وری باعث صرفه‌جویی آب به میزان 692 میلیون مترمکعب شد. این کار، نوآوری و تجربه منحصربه‌فردی بود که لازمۀ آن اهتمام مدیریت و رهبری جهت اجرای حکمرانی داده (ایجاد یکپارچگی و تمرکز در داده‌ها، اطلاعات، هماهنگی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، تعریف فرآیندها، آستانه‌ها، برنامه‌ها و بهره‌گیری از ابزارها و فن‌ها) بود که به ابتکار مدیران ارشد سازمان آب و برق خوزستان و همکاری مؤثر معاونت‌های تخصصی در مجموعۀ رصدخانه آب و انرژی خوزستان به‌عنوان پایلوت رصدخانه ملی آب ایران فراهم گردید و روش و الگوی جدیدی برای افزایش بهره‌وری منابع و مصارف آب در سال‌های آتی و در سطح کشور تهیه شد.

یادداشت تحلیلی: چالش‌های تصمیم‌گیری در مدیریت منابع آب کشور و ظرفیت‌های مدل‌های شبیه‌سازی هیدرولوژیکی جامع در پشتیبانی از آن

صفحه 131-135

مجید دلاور

چکیده بحران‌های آبی فعلی و پیش‌رو در کشور و از طرفی ضعف‌های اطلاعاتی و مسائل موجود در زمینه یکپارچه‌سازی و سازماندهی اطلاعات مدیریتی بین‌بخشی، تخمین صحیح منابع و مصارف منابع آب و همچنین ارزیابی جامع گزینه‌های مدیریتی، لزوم وجود ابزارها و زیر ساخت‌هایی که امکان بهبود تصمیم‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های مدیریتی را فراهم آورد را آشکار می‌سازد. 
تحلیل سیستم‌های منابع آب به منظور تدوین راهبردهای مدیریتی مناسب و حل مسائل و موضوعات آبی، مستلزم وجود اطلاعات مختلف به منظور ایجاد درکی مناسب و عمیق از فرآیندهای هیدرولوژیکی حوضه، جریان‌های آب قابل مدیریت و غیرقابل مدیریت، ارتباط با کاربری اراضی و ارائه تصویری جامع در این خصوص است. در این راستا مطالعات «بیلان منابع آب» در سطح کشور به عنوان یکی از پشتوانه‌های اصلی تحلیل و تصمیمات مدیریتی در بخش آب تلقی می‌گردد که علیرغم تلاش‌های فراوانی که جهت تهیه و بروزرسانی آن انجام شده است، همچنان نقاط ضعفی دارد که امکان بکارگیری آن را تصمیم گیری‌های مدیریتی محدود می‌سازد. این نوشتار ضمن اشاره به مهم‌ترین نقاط ضعف کاربرد اطلاعات مستخرج از مطالعات بیلان آبی در کشور، به ارزیابی ظرفیت‌های مدل‌های شبیه‌سازی هیدرولوژیکی جامع در جهت ارتقای کارایی این‌گونه مطالعات، می‌پردازد.

گزارش برگزاری «اولین همایش بین‌المللی و دومین همایش ملی مدل‌سازی و فناوری‌های جدید در مدیریت آب» و «نمایشگاه تخصصی صنعت آب»

صفحه 136-138

چکیده گزارش برگزاری «اولین همایش بین‌المللی و دومین همایش ملی مدل‌سازی و فناوری‌های جدید در مدیریت آب» و «نمایشگاه تخصصی صنعت آب»

مدل‌سازی در سیستم‌های منابع- مصارف آب
تعادل بخشی آب زیرزمینی: سهلِ ممتنع!
تخصیص و تقاضای آب
حکمرانی محلی آب