با همکاری انجمن هیدرولیک ایران
دوره و شماره: دوره 11، شماره 4 - شماره پیاپی 34، زمستان 1403 (تعادل بخشی و رفع ناترازی منابع آب) 
آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

سرمقاله: ارزیابی ناترازی طرح احیا و تعادل‌‌بخشی

حمیدرضا ناصری

چکیده بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی کشور تأثیر خود را با 68/8 میلیارد متر مکعب کسری مخزن تا انتهای سال آبی 84-1383 نشان داد. وزارت نیرو در سال 1384 با تعریف «طرح تعادل‌بخشی، تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب»، برنامه‌های خود در راستای چاره‌اندیشی برای کنترل افت و کسری مخزن آبخوان‌ها را آغاز کرد. طبق این طرح قرار بود طی برنامه‌ای 20 ساله (چهار بازه پنج‌ساله) منابع آب زیرزمینی در محدوده‌های مطالعاتی کشور به تعادل برسد، اما به دلایل مختلف از قبیل رخداد خشکسالی طولانی‌مدت در کشور از سال 1387 به بعد، تصویب و اجرای طرح‌های غیر کارشناسی، همچون قانون تعیین تکلیف چاه‌های آب فاقد پروانه بهره‌برداری در سال 1389، حفر چاه‌های غیرمجاز توسط بهره‌برداران، نبود برنامه‌ریزی لازم در اجرای طرح تعادل‌بخشی، مشکلات و ابعاد اجتماعی و خلأهای قانونی اجرای طرح و عدم تخصیص اعتبار لازم، باعث شد تا طرح یاد شده تا سال 1392 چندان پیشرفت و نتایج مطلوبی نداشته باشد. این مشکلات باعث شد تا کسری مخزن در انتهای سال آبی 94-1393به بیش از 124 میلیارد متر مکعب برسد. در سال 1392 با فعال شدن مجدد شورای عالی آب، طرحی با عنوان «طرح احیا و تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی کشور» مشتمل بر 15 پروژه تعریف و ابلاغ شد. این طرح نیز تاکنون از پیشرفت چندان مطلوبی برخوردار نبوده است، بطوری‌که از 609 محدوده مطالعاتی کشور، 424 محدوده، ممنوعه یا ممنوعه بحرانی شده است (شرکت مدیریت منابع آب ایران، 1402). شایان ذکر است که منابع آب زیرزمینی حدود 57 درصد از نیاز آب شرب شهری، حدود 83 درصد از نیاز آب شرب روستایی و حدود 52 درصد آب کشاورزی کشور را تأمین می‌کنند (مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1400). 

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

یادداشت کوتاه: تعادل‌بخشی و رفع ناترازی آب

رضا سرافرازی

چکیده به نظر می‌رسد حاکمیت و حکمران آب که متولی تدقیق آمار و اطلاعات و بیلان صحیح آب کشور است و می‌بایست نسبت به استقرار سیستم پایش کمی و کیفی آب تحویلی به مزارع و مشخص شدن حجم و کیفیت آب تحویلی به بهره‌برداران با نصب کنتورهای هوشمند مناسب، تحویل حجمی آب و ابزارهای دقیق اقدام نماید، بیشتر به فکر اقتصاد و اعمال قدرت با ابزار تخصیص آب است.
اطلاعات ارائه شده ابهامات اساسی و زیادی دارد که به منظور عملیاتی نمودن برنامه‌های آتی از جمله تحویل حجمی آب به بهره‌برداران، همچنین تدوین و اجرای الگوی کشت بهینه ضروری است نسبت به رفع این ابهامات و همسوئی و تعامل بیشتر اقدام شود.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

مروری جامع بر الگوریتم‌های بیلان انرژی تک‌منبعه و دو منبعه برای برآورد تبخیروتعرق واقعی

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2407-1345

مریم رضایی

چکیده برآورد تبخیروتعرق ‏واقعی به عنوان یکی از مهم‌ترین اجزای بیلان آب، پیچیدگی‌های زیادی دارد. به طورکلی مدل‌های بیلان انرژی به دو دستۀ مدل‌های تک منبعی و دو منبعی تقسیم می‌شوند. انتخاب یک مدل برای تخمین ET از بین مدل‌های بیلان انرژی موجود چالش‌برانگیز است، زیرا هر مدل، نقاط قوت و محدودیت‌هایی دارد. هدف از پژوهش حاضر معرفی و مقایسه تعدادی از روش‌های برآورد تبخیروتعرق شامل الگوریتم بیلان انرژی سبال، الگوریتم پهنه‌بندی تبخیروتعرق با واسنجی داخلی متریک، سیستم بیلان انرژی سطحی (SEBS)، الگوریتم شاخص بیلان انرژی سطح ساده‌شده، الگوریتم عملیاتی بیلان انرژی سطح ساده شده (SSEBop)، الگوریتم دو‌منبعه (خاک + تاج پوشش) و الگوریتم یکپارچه زمانی دومنبعه، است. از مزایای الگوریتم بیلان انرژی تک منبعه S_SEBI، می‌توان به این موارد اشاره نمود: 1- اجرای آن تنها با استفاده از تصاویر و بدون نیاز به داده‌های هواشناسی صورت می‌گیرد. بنابراین اگر تعداد ایستگاه‌های هواشناسی در منطقه کم باشد، می‌توان از این روش بهره گرفت. 2- نیاز به نقشه کاربری اراضی ندارد. از معایب الگوریتم این است که این روش در مواردی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد که شرایط اتمسفری در کل تصویر ثابت باشد. با توجه به پیچیدگی کمتر ساختار و فرضیات الگوریتم (SSEBop)، قابلیت عملیاتی برای محاسبه تبخیروتعرق واقعی برای مناطق وسیع را دارد، ولی برای مناطق با پوشش گیاهی ناهمگن، مناطق کوهستانی، مناطق دارای آلبیدوی بالا و تابش زیاد توصیه نمی‌شود و در چنین مناطقی الگوریتم TSEB توصیه می‌شود. با توجه به برخی از خطاها و عدم قطعیت‌ها در الگوریتم‌های بیلان انرژی سطحی، لازم است مطالعات بسیاری برای غلبه بر این محدودیت‌ها انجام گیرد.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

برهمکنش آبخوان‌‌های آبرفتی و کارستی شمال ارتفاعات الله اکبر درگز با روش سوندینگ مقاومت ویژه الکتریکی قائم (VES)

صفحه 15-24

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2410-1366

حسین محمدزاده، محمد غلامکار علی آبادی، جعفر هاشمی

چکیده بررسی آبخوان‌‌‌ها و تعیین برهمکنش آبخوان‌های آبرفتی و کارستی، بخصوص در مناطق مرزی کشور، بسیار ضروری و مهم می‌باشد. با روش‌های ژئوالکتریکی (سوندینگ مقاومت ویژه الکتریکی قائم - VES)، می‌توان لایه‌بندی زمین‌شناسی زیرسطحی، لایه‌های آبدار، عمق سنگ کف آبخوان‌ها و مقاومت ویژه ظاهری (ρa) لایه‌های زمین‌شناسی را تعیین نمود. در این مقاله، با برداشت 40 سونداژ مقاومت ویژه الکتریکی با روش شلومبرژره در دشت شمال ارتفاعات الله اکبر درگز، و محاسبه ρa لایه‌ها و تفسیر مقاطع ژئوالکتریک و لایه‌های آبدار تا عمق حدود 350 متری، برهمکنش آبخوان‌های آبرفتی و کارستی بررسی شده است. نتایج وجود آبخوان آبرفتی تا عمق 20 متری را در جنوب، شرق و غرب شهر چاپشلو و شمال و شمال‌غربی روستای داغدار و غرب شهرک صنعتی درگز، و همچنین وجود مکان‌های مستعد آبخوان کارستی عمقی در جنوب‌شرقی شهر چاپشلو و شمال‌شرقی روستای سوگندی و شمال روستای گنداب و در غرب روستای داغدار نشان می‌دهد. بررسی تغییرات ρa لایه‌ها  و عمق سنگ کف، نشان می‌دهد برهمکنش چندانی بین آبخوان آبرفتی با آبخوان کارستی تیرگان وجود ندارد. با توجه به عدم ظهور چشمه‌های پرآب در پیرامون ارتفاعات الله‌اکبر و کم ضخامت بودن آبخوان آبرفتی، می‌توان نتیجه گرفت بیشتر آب زیرزمینی آبخوان کارستی تیرگان، جز در نقاط محدودی در پای ارتفاعات الله اکبر (محدوده چرلاق، چهلمیر) تاثیر چندانی در تغذیه آبخوان آبرفتی دشت جنوبی درگز نداشته و به‌دلیل عملکرد سدی لایه‌های دانه‌ریز عمقی، مسیرهای جریان آب زیرزمینی به سمت اعماق و یا دره‌های دربادام و شمخال می‌باشد.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

تاثیر اصلاح فضاهای سبز موجود در مقایسه با سایر روش‌های مدیریت‌سیلاب شهری در کاهش حجم رواناب (مطالعه موردی: حوضه چهارچشمه، مشهد)

صفحه 25-34

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2406-1339

امیر محمد دانش، ابوالفضل مساعدی، علیرضا فریدحسینی، علی قیامی باجگیرانی

چکیده سیل یکی از وقایع طبیعی است که در دهه‌های اخیر با توسعه شهرنشینی و تغییر کاربری اراضی، سالانه خسارت‌های مالی و جانی بسیاری در مناطق مختلف جهان به همراه دارد. از‌این‌رو، مدیریت و کنترل سیلاب در شهرها با استفاده از روش‌های توسعه کم‌اثر، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. در پژوهش حاضر، به مقایسه عملکرد سه رویکرد استفاده از باغچه‌ باران، مخزن ذخیره و یا حوضچه نگهداشت زیستی با هدایت جریان‌های سطحی به فضاهای سبز موجود بر اساس مدل SWMM در حوضه مسیل چهارچشمه،‌ شهر مشهد پرداخته شده است. به علت عدم وجود ایستگاه هیدرومتری در سطح شهر، برای 20 رخداد بارش از فروردین 1402 تا اردیبهشت 1403، بارش در سطح حوضه اندازه‌گیری و دبی اوج رواناب در کانال اندازه‌گیری شد. معیارهای ارزیابی شامل RMSE ،NS و KGE عملکرد مناسب مدل در برآورد دبی اوج را نشان می‏دهد. آنالیز حساسیت مدل نشان داد به ترتیب درصد سطوح نفوذناپذیز، عرض معادل و ضریب زبری سطوح نفوذناپذیر موثر‌ترین پارامترها بر دبی اوج سیلاب هستند. از نظر کاهش دبی اوج و حجم سیلاب به ترتیب حوضچه نگهداشت زیستی، هدایت رواناب به فضای سبز و باغچه باران بهترین عملکرد را داشتند. در‌عین‌حال، با در نظر گرفتن هزینه‌های تملک، اجرایی، نگهداری و سایر شرایط، اصلاح فضاهای سبز به منظور هدایت رواناب‌های سطحی به این فضاها، انتخاب مناسب‌تری برای مدیریت سیلاب در محدوده مورد مطالعه می‌باشد.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

قنات کهروم، دریچه‌ای به فن‌آوری بومی و نقش آن در معماری پایدار از دوره صفویه در اصفهان

صفحه 35-44

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2408-1350

علمدار علیان، معصومه طاهری دهکردی

چکیده شکل‌گیری اجتماعات انسانی فلات مرکزی ایران به واسطه نظام حاکم بر اساس ویژگی‌های جغرافیا و اقلیم خشک و نیمه‌خشک، وابستگی بسیاری به منابع آب سطحی و زیرزمینی دارد. قنات به عنوان یک نظام پایدار در شیوه تأمین آب شرب و آبیاری متناسب با شرایط جغرافیایی هر منطقه است؛ که از لحاظ مهندسی جهت دسترسی به منابع آب زیرزمینی بر اساس سازگاری با محیط زیست و اقلیم یک منطقه ایجاد شده است. قنات کَهروم یکی از بازماندگان این نظام حاکم در فلات مرکزی از دوره صفویه است، که نمونه توسعه معماری پایدار، فن‌آوری بومی در فلات مرکزی و تمرکز مدیریت آب بر روی شیوه‌های مدیریتی پایدار، ایمن و مقرون‌به‌صرفه است. این قنات به لحاظ نوع معماری، استمرار از معماری دستکند ایران و در سنگ حفر شده است. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و جمع‌آوری اطلاعات میدانی و کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، ویژگی‌های جغرافیایی و توپوگرافی منطقه، عامل اصلی در انتخاب نوع معماری این قنات دستکند است. هدف از این پژوهش، تحلیل ساختار کالبدی و معرفی نوع شاخص معماری دستکند قنات کهروم است؛ همچنین استفاده بهینه از پتانسیل این قنات در هدایت آب‌های زیرزمینی، که نشان از ارائه یک راهبرد مهم معماری در بهره‌مندی اقتصادی جهت ارتقای کیفیت زندگی است. این معماری حاصل برهم کنش‌های، تأثیرات متقابل انسان و محیط پیرامون و اوج هنر معماری در بستر زمین است. نتیجه نشان می‌دهد که قنات کهرم از لحاظ معماری و کارکرد، متناسب با فن‌آوری بومی و جغرافیایی منطقه، توپوگرافی، شیب زمین و ویژگی‌های زمین‌شناسی است.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

رزونانس چارچوب‌های حل مساله رسوبات تالاب انزلی با جامعه ذی‏نفع

صفحه 45-54

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2406-1338

سوسن طهماسبی، محمدجواد زاهدی مازندرانی، صادق صالحی

چکیده برای متقاعد کردن افراد جامعه به وجود شرایط مشکل‌زا محیط‌زیستی، باید آن شرایط نوع‌بندی شده و چارچوبی برای حل آنها ساخته شود. چارچوب‌بندی از رویکردهای پاردایم برساخت‌گرایی اجتماعی و شامل مجموعه مقولاتی است که برای تعریف یک مساله و راه‌‌حل‌های آن توسط مدعیان ساخته می‌شود. چارچوب‌ها کنش‌محور بوده و الهام‌بخش جنبش‌ها و کمپین‌های اجتماعی هستند. عامل کلیدی موفقیت چارچوب‌، مفهوم رزونانس است که به معنای هماهنگی چارچوب با شرایط زمینه‌ای جامعه است. یکی از مسائل محیط‌زیستی مهم در استان گیلان مساله رسوبات بالا در تالاب انزلی است. برای رفع این معضل، چارچوب‌های مختلفی توسط مدعیان ارائه شد. از جمله آنها طرح رسوب‌زدایی مکانیکی به روش لایروبی و طرح رسوب‌زدایی با مواد شیمیایی با نام پروژه بایوجمی است. در این پژوهش میزان هماهنگی این چارچوب‌ها با جامعه هدف بررسی شده است. از روش کیفی تحلیل مضمون برای پژوهش بهره گرفته شده است. داده‌های پژوهش، حاصل مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با 30 نفر از فعالین محیط‌زیستی مطلع از پروژه‌های رسوب‌زدایی تالاب انزلی است. نتایج نشان داد پروژه بایوجمی به دلایلی چون وجود ابهام در آن و همچنین عدم همسویی با منافع مردم و سیاست‌گذاران، مورد تایید مخاطبین در منطقه قرار نگرفت که منجر به توقف آن در مراحل آغازین اجرا شد. جنبش ضدبایوجمی و اعتقاد به لایروبی مکانیکی به دلیل هم‌جهت بودن با مصالح ذ‏ی‏نفعان و تاکید بر روش‌های ماندگار رسوب‌زدایی، پذیرش بیشتری بین مخاطبین کسب کرد.

کیفیت آب، بازچرخانی و فاضلاب

مقایسه تأثیر روش هوادهی سطحی و عمقی در تصفیه‌خانه فاضلاب شهری بر تراکم و نوع باکتری‌ها و قارچ‌های هوابرد (مطالعه موردی تصفیه‌خانه فاضلاب خین عرب و پرکندآباد یک)

صفحه 55-62

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2407-1347

زهره عباس نیا، شادی عباس نیا، مهدی پهلوانی، مسعود روحبخش، مریم قاسم زاده، سعید عامل جامه دار

چکیده یکی از موضوعات مهم در زمینه آب و فاضلاب، بررسی آلودگی میکروبی هوا و انتشار ذرات معلق ناشی از تصفیه فاضلاب است. میکروارگانیسم‌های مضر موجود در فاضلاب شامل انواع مختلفی از باکتری‌ها، قارچ‌ها و... می‌باشند. برای این منظور دو تصفیه‌خانه خین‏‌عرب و پرکندآباد یک که از فرآیند هوادهی عمقی و سطحی استفاده می‌کنند، بررسی شدند. نمونه‌برداری در چهار فصل و با رعایت حداقل فاصله یک متر از موانع و در ارتفاع 1/5 متری از سطح زمین در دو تصفیه‌خانه خین‌‏عرب و پرکندآباد یک انجام شد. برای نمونه‌‏برداری از محیط کشت نوترینت آگار، مک کانکی آگار و سابرودکستروز آگار استفاده شد و تعداد کل نمونه‏‌ها 400 نمونه بوده است. سپس کشت افتراقی جهت تشخیص گونه باکتری و قارچ انجام شد. آنالیز نتایج با استفاده از نرم‏‏‌افزارهای SPSSMODELER18 و RAWGraphs انجام شد. میانگین تراکم باکتری در تصفیه‌‏خانه خین عرب 26/98 CFU/plate و در پرکند آباد یک 26/11 CFU/plate گزارش شد. میانگین تراکم قارچ در تصفیه‏‌خانه خین عرب 4/71 CFU/plate و در پرکندآباد یک 4/40 CFU/plate گزارش شد. آلودگی باکتری در تمام فصول به استثنا بهار، در تصفیه‏‌خانه خین عرب، بیشتر از پرکند آباد یک بوده است. روند آلودگی قارچی در دو تصفیه‏‌خانه تقریباً مشابه بوده و از نظر آماری تفاوت معناداری مشاهده نشد. دو تصفیه‏‌خانه از نظر میزان آلودگی در مجموع فصول نمونه‌برداری تقریبا رفتار مشابهی داشته‌اند، که عوامل مختلفی مانند وسعت بیشتر تصفیه‏‌خانه خین عرب، واحدهای آلوده بیشتر در تصفیه‏‌خانه خین عرب و تفاوت سیستم‌های هوادهی می‏‌تواند موثر باشد.

کیفیت آب، بازچرخانی و فاضلاب

کارایی جاذب‏‌های مختلف در حذف فلزات سنگین از پساب‏‌های شهری (مطالعه مروری)

صفحه 63-82

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2407-1346

علیرضا رادخواه، سهیل ایگدری، صدیقه آتش افرازه

چکیده در عصر حاضر، حذف فلزات سنگین از پساب‏‌های صنعتی و شهری به‌‏عنوان یکی از مسائل جدی و چالش‌‏های پیش‏رو بشر به‏‌شمار می‏‌رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارایی جاذب‌‏های مختلف در حذف فلزات سنگین از پساب شهری به اجرا درآمد. در این پژوهش، جاذب‏‌های مختلفی از قبیل جاذب‌‏های طبیعی مانند جاذب‌های جنگلی و ضایعات چوب، پسماندهای کشاورزی، پوست میوه و سبزیجات، زغال‏‌سنگ و بیوچار مورد بحث قرار گرفت. علاوه‌‏براین، نقش و کاربرد نانوجاذب‌ها، نانوکامپوزیت‌ها و نانولوله‌‏های کربنی در تصفیه پساب شهری مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی منابع علمی مختلف نشان داد جاذب‌‏های زیستی به دلیل اینکه از نظر اقتصادی مقرون‌به‌‏صرفه و هچنین دوستدار محیط‏‌زیست هستند، مطلوبیت بیشتری برای حذف فلزات سنگین از پساب‏‌های شهری دارند. مواد طبیعی که معمولاً به‌‏عنوان جاذب استفاده می‌‏شوند، دارای ظرفیت‏‌های متفاوتی برای حذف فلزات سنگین از پساب هستند. در بین جاذب‏‌های طبیعی، استفاده از پسماندهای کشاورزی، بیوچارها و جاذب‏‏‌های مبتنی بر زغال‌‏سنگ بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، اما بااین‏‌حال، بیشتر پژوهش‌‏ها در مقیاس آزمایشگاهی انجام شده است. بر طبق اطلاعات به‌‏دست آمده، نانوجاذب‏‌ها نیز می‏توانند فلزات سمی را از پساب‏‌های شهری حذف نمایند. بررسی‌‏‏ها نشان داد پرمصرف‌‏ترین نانومواد به‌‏عنوان جاذب برای حذف فلزات سنگین شامل گرافن، اکسید آهن، اکسید منیزیم، کربن فعال، اکسید منگنز، اکسید روی، اکسید تیتانیوم و نانولوله‏‏‏‏‌های کربنی می‏‌باشند. باوجود نقش موثر نانومواد در حذف فلزات سنگین از پساب‏‌های شهری، باتوجه‌‏به اینکه این مواد در مقایسه با مواد سنتی (مانند کربن فعال) هنوز ارزان نیستند، استفاده از جاذب‏‌های زیستی می‏‌تواند کارایی موثری در تصفیه پساب‏‌های شهری داشته باشد.

آبیاری و کشاورزی

بررسی برخی خصوصیات خاک و شاخص‌‏های آبی و اقتصادی نخود فرنگی تحت تاثیر کشت پلاستیک و بستر کاشت

صفحه 83-98

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2408-1356

مریم ولی پور، حسن حیدری، صحبت بهرامی نژاد

چکیده کم آبی تولید گیاهان زراعی را محدود می‏‌کند. به‏‌منظور ارزیابی شاخص‌‏های آبی و اقتصادی و خصوصیات خاک نخود فرنگی تحت تاثیر کشت پلاستیک و بستر کاشت، پژوهشی به‏‌صورت آزمایش فاکتوریل در دانشگاه رازی در سال‏‌های زراعی 1398 و 1399 اجرا شد. عوامل مطالعه شده شامل کشت نایلونی (بدون نایلون، نایلون روی گیاه و نایلون روی خاک) و نحوه کاشت در بستر (مسطح، درون جوی نیم متری و کناره جوی یک متری) بودند. نتایج نشان داد کرت‏‌های با خاک پوش پلاستیکی روی خاک به همراه جوی و پشته نیم‏متری به علت نگهداری آب خاک در اغلب مراحل رشدی بالاترین رطوبت خاک را داشتند. باتوجه‌‏به دو شاخص سود خالص به ازاء واحد آب مصرفی و درآمد خالص نخود فرنگی در دو سال، تیمارهای نایلون‌کشی به همراه بستر جوی و پشته به‌‏خصوص تیمار نایلون روی خاک و جوی و پشته نیم متری باعث افزایش این دو شاخص شده است، لذا ‏می‌‏توان این تیمار را برای افزایش درآمد کشاورز و حفظ منابع رطوبتی خاک پیشنهاد کرد. استفاده از جوی و پشته‌‏های دائمی برای کاهش هزینه‌‏ها برای پژوهش‌‏های بعدی پیشنهاد می‏‌‏شود.

مدیریت آب و اقتصاد

بررسی همبست آب-انرژی-غذا در تولید محصولات کشاورزی تابستانه شهرستان دهلران

صفحه 99-114

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2406-1337

احسان بهمنی، علی اصغر میرک زاده، شهپر گراوندی، فرانک کرمیان

چکیده مدیریت کشاورزی و سیاست‏های سازگار با تغییرات اقلیم نیاز به دیدگاه یکپارچه بین سه منبع آب-انرژی- غذا دارند تا بتوانند از ناهنجاری‏ها و منافع تک بعدی جلوگیری نمایند و توسعه پایدار را به همراه داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی همبست آب-انرژی-غذا در تولید چهار محصول کشاورزی تابستانه شهرستان دهلران (ذرت دانه‏ای، کنجد، ماش و هندوانه) انجام شد. داده‏های مورد نیاز از طریق پرسشنامه از کشاورزان جمع‏آوری و با استفاده از معیارهای میزان مصرف آب و انرژی، بهره‏وری فیزیکی آب و انرژی، بهره‏وری اقتصادی آب و انرژی و در نهایت شاخص همبست آب-انرژی-غذا (WEFNI) برای هر محصول به دست آمد. نتایج نشان داد تولید محصولات تابستانه در شهرستان دهلران m3.ha-1 116714 آب مصرف می‏کنند، بیشترین و کمترین میزان مصرف آب به ترتیب مربوط به هندوانه (m3.ha-1 7641) و کنجد (m3.ha-1 994) بود. کل مصرف انرژی در کشت محصولات MJ.ha-1 205093 بود که بیشترین و کمترین مصرف انرژی ورودی مربوط به ذرت دانه‏ای (MJ.ha-1 85/103558) و کنجد (MJ.ha-1 73/17306) بود. همچنین الکتریسیته و کودهای شیمیایی بیشترین میزان انرژی را در بخش کشاورزی مصرف کردند. بر اساس نتایج، بیشترین بهره‏‏وری فیزیکی آب (Kg.m-3 67/6) و انرژی (Kg.MJ-1 90/0) مربوط به هندوانه و بیشترین بهره‏وری اقتصادی آب (Rls.m-3 297000) و انرژی (Rls.MJ-1 17050) مربوط به کنجد بود. براساس مقادیر شاخص‏های همبست، هندوانه (71/0= WEFNI) پایدارترین و ماش (035/0= WEFNI) ناپایدارترین محصول از لحاظ مصرف منابع بودند. نتایج این پژوهش می‌تواند با اعمال مدیریت صحیح در استفاده از منابع و الگوی مناسب کشت به توسعه پایدار کشاورزی در منطقه کمک نماید.

مدیریت آب و اقتصاد

شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت سیل در زمین‌های کشاورزی شهرستان ایلام

صفحه 115-128

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2408-1351

فاطمه قاسم زاده، رضا موحدی، محسن توکلی

چکیده در چند سال اخیر به‌تناوب مخاطرات طبیعی از جمله سیلاب، زلزله و خشکسالی‌های شدید در اکثر نقاط کشور وقوع یافته است. در شهرستان ایلام در بعضی از سال‌ها بروز سیلاب‌های شدید باعث از بین‌ رفتن اراضی کشاورزی و شسته شدن خاک‌های حاصلخیز شده است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت سیل در زمین‌های کشاورزی شهرستان ایلام و با استفاده از ابزار پرسش‌نامه تهیه شده توسط پژوهشگر انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان استان و شهرستان ایلام (۱۵۲ نفر) و کشاورزان شهرستان ایلام (۱۴۰ نفر) که در جریان و در معرض خسارت سیل بوده‌اند می‌باشد. نمونه آماری از طریق فرمول کوکران شامل ۱۰۳ کشاورز و ۱۰۸ کارشناس شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از دو نرم‌افزار SPSS و PLS تجزیه‌ و تحلیل شد. طبق نتایج به‌دست‌آمده گابیونبندی، احداث سد جهت کنترل سیل، اصلاح ظرفیت‌های بناهای ساخته شده (سدها، بندها و غیره)، اطلاع‌رسانی درباره مدیریت سیل، تهیه و تدوین برنامه‌های مدیریت سیل توسط مسئولین، آموزش کشاورزان درباره اقدامات لازم پس از وقوع سیل، تعیین محدوده اراضی مورد نیاز اجرای طرح‌های مهار سیل و بررسی آسیب‌پذیری اراضی کشاورزی ناشی از سیل از اولویت‌های مدیریت سیل در بین کشاورزان می‌باشند. بین عوامل فنی-سازه‌ای، آموزشی - ترویجی، اقتصادی - اجتماعی با مدیریت سیل رابطه معناداری وجود دارد؛ بنابراین، مدیریت سیل بستگی به عوامل فنی –سازه‌ای، عوامل اجتماعی–اقتصادی، عوامل آموزشی–ترویجی دارد و برای کنترل سیل می‌بایست در هر سه زمینه اقدامات لازم صورت بگیرد که البته برحسب ضرایب بتا، سهم عوامل فنی - سازه‌ای بیشتر از سایر عوامل می‌باشد.

مدیریت آب و اقتصاد

بازتاب‌های آبی در آینه ذهن: کاربست پدیدارشناسی در تحلیل بازار آب سمنان

صفحه 129-156

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2408-1353

سید عباس ابراهیمی

چکیده اجرای طرح بازار آب در استان سمنان به‌عنوان یک تجربه نوین در مدیریت منابع آب، فرصت‌های بی‌نظیری را برای بهبود بهره‌وری و ایجاد تعادل در استفاده از منابع آبی فراهم کرده است. بااین‏‌حال، با وجود گذشت زمان اندک از راه‌اندازی این بازار، استقبال چندانی از این طرح صورت نگرفته است. این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی عمیق تجربیات زیسته ذی‌‏نفعان کلیدی در استان سمنان پرداخته است تا درک جامع‌تری از چالش‌ها و فرصت‌های بازار آب در این استان حاصل شود. تحلیل پدیدارشناسانه داده‌های حاصل از مصاحبه‌های عمیق با 24 نفر از ذی‌‏نفعان کلیدی منجر به شناسایی 764 کد اولیه و واحد معنایی شد که پس از طبقه‌بندی، به 126 مضمون اولیه تبدیل شدند. این مضامین اولیه در نهایت به پنج مضمون محوری دسته‌بندی شدند: انگیزه‌ها و عوامل موثر بر شکل‌گیری و توسعه بازار آب، آسیب‌پذیری‌ها و موانع پیش‏روی توسعه پایدار بازار آب، الزامات حکمرانی فراگیر آب در عصر بازار، سازوکار‌ها و راهکارهای نوآورانه برای بهبود عملکرد بازار آب، و پیامدها و رهاوردهای بازار آب. یافته‏‌ها شامل 29 انگیزاننده و محرک راه‏اندازی بازار آب در قالب 5 دسته ؛ حدود 23 چالش، مانع و نقاط آسیب‏‌پذیر بازار آب سمنان و 25 مورد مربوط به اصلاح نظام حکمرانی در سطح استانی در قالب ابعادی همچون، مشارکت ذی‌‏نفعان، ظرفیت، تامین مالی و حدود 15 سازوکار برای غلبه بر چالش‌‏ها و موانع موجود و در نهایت 19 پیامد مثبت راه‏اندازی بازار آب و 15 پیامد منفی شناسایی شده است که در مدل ارائه شده و قسمت یافته‌‏ها تحلیل شده است.

مدیریت آب و اقتصاد

تاثیر عوامل فردی - اجتماعی بر مدیریت و حکمرانی منابع آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت همدان-بهار)

صفحه 157-172

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2408-1360

ترانه صرامی فروشانی، رضا موحدی

چکیده مدیریت منابع آب زیرزمینی یک شرط لازم و حیاتی برای دستیابی به حکمرانی منابع آب می‌باشد. اگرچه اصول حکمرانی در زمینه‌های مختلف توسعه یافته است، اما دسترسی به آنها برای حکمرانی منابع آب تاکنون مورد کوتاهی و بی توجهی قرار گرفته است. مدیریت آب‌های زیرزمینی چالشی است که تحت تاثیر ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، محیط‏زیستی و... قرار می‌گیرد. این مطالعه به بررسی ابعاد فردی و اجتماعی بر مدیریت و حکمرانی منابع آب زیرزمینی در دشت همدان-بهار می‌پردازد. برای این منظور از شاخص‌های دانش و آگاهی، نگرش، سرمایه اجتماعی و مدیریت منابع آب بر حکمرانی منابع آب سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی (OECD) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 254 نفر از کشاورزان دشت همدان- بهار  بودند. روش جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از روش میدانی و ابزار پرسشنامه انجام پذیرفت و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و Smart PLS.3 تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه برازش مدل کلی براساس معیار GOF عدد 65/0 به‏دست آمد که نشان از برازش بسیارعالی و قابل قبول مدل می‌باشد. همچنین نتایج حاصل از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β) نشان داد سازه‌های سرمایه اجتماعی، دانش و آگاهی و نگرش از طریق میانجی‌گری مدیریت منابع آب، به ترتیب با مقادیر 64/0، 16/0و 12/0 بیشترین و قوی‏ترین تأثیر را بر حکمرانی منابع آب زیرزمینی دشت همدان – بهار دارند. بنابراین، با توجه و تقویت سرمایه اجتماعی افراد و جوامع محلی از طریق ارتقاء مهارت‌های اجتماعی، توانمندی‌های سازمانی، توانمندسازی مشارکتی و افزایش آگاهی جامعه درباره مسائل آب و روش‌های مدیریت، می‌توان به ایجاد یک چرخه حکمرانی مناسب و موثر دست یافت.

ریسک، پایداری و تاب‌آوری

تدوین الگو افزایش تاب‌آوری اقلیمی سامانه‌های تأمین آب شهری با استفاده از تجارب EPA: ایالت یوتا، آمریکا

صفحه 173-182

https://doi.org/10.22067/jwsd.v11i4.2406-1341

فربد پاپلی یزدی، سعید رضا خداشناس، محمد طلعتی

چکیده شرکت‌های آب و فاضلاب باید ارزیابی‌های ریسک را انجام دهند و برنامه‌های مدیریتی را برای کاهش خطرات و افزایش انعطاف‌پذیری توسعه دهند. این فرآیند شامل شناسایی دارایی‌های آسیب‌پذیر، تهدیدات مرتبط و پیامدهای بالقوه برای شرکت و جامعه است. سپس اقدامات متقابل توجیه شده مالی برای کاهش ریسک و افزایش انعطاف‌پذیری پیشنهاد می‌شود. نتیجه ارزیابی ریسک، توسعه یک مدل طرح مدیریت ریسک است. تغییرات اقلیمی به طور قابل ‌توجهی بر سیستم‌های تأمین آب به‌ویژه در کشورهایی مانند ایران تأثیر گذاشته است. با پولی‌سازی اثرات ریسک، مقایسه هزینه‌های ریسک‌های فعلی با ریسک‌های تحت برنامه‌های سازگاری مدیریت‌ شده، انعطاف‌پذیری عملیاتی یک سیستم تأمین آب را می‌توان تعیین کرد. این پژوهش انعطاف‌پذیری فعلی ناحیه تأسیساتی جُردَن وَلی را که به 220000 نفر خدمات رسانی می‌کند، با استفاده از ابزار بررسی تاب‌آوری اقلیمی آژانس حفاظت از محیط‌زیست آمریکا (CREAT) بررسی می‌کند. پیش‌بینی‌های اقلیمی برای این منطقه برای سال‌های 2060 و 2070 انجام شد. دارایی‌ها و تهدیدها شناسایی شدند و ریسک‌های مالی آنها ارزیابی شد. سناریوهای سازگاری بلندمدت امکان‌پذیر از کتابخانه CREAT استخراج شد و دو مدل GWM و AIMD-P به عنوان برنامه‌های انطباق تا سال 2060  ارزیابی شدند. ارزیابی‌ها نشان داد اجرای مدل GWM تاب آوری را تا 68 درصد در مقایسه با وضعیت فعلی افزایش می‌دهد. اگر هر دو مدل پیاده‌سازی شوند، انعطاف‌پذیری به 92 درصد سطح فعلی افزایش می‌یابد که منجر به بهینه‌سازی مالی 93 میلیون دلار می‌شود.

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

یادداشت تحلیلی: قانون برنامه پنجساله هفتم و پساب

صفحه 183-183

سعید مرید

چکیده در قانون برنامه پنج‌ساله هفتم، پساب جایگاه ویژه‌ای را پیدا کرده است. این موضوع ذیل ماده 39 و در بندهای متفاوتی مانند بند «ب» برای تأمین آب فضای سبز و «ث» برای تأمین آب صنایع، مورد توجه می‌باشد. پساب از منظر مدیریت منابع آب بخشی از یک سیستم آبی است و نگاه انتزاعی به آن می‌تواند بسیار خسارت‌بار باشد. با چنین نگاهی در هرگونه بهره‌برداری از این منبع، ابتدا لازم است، سوالات مهمی پاسخ داده شود، مانند آنکه: 1) کارکرد قبلی پساب‌ها در این سیستم چه بوده است؟ 2) درصورت تغییر کاربری این منبع تبعات آن روی کارکرد قبلی چه خواهد شد؟ 3) آیا بهره‌برداری از پساب، افزایش مصرف آب را هم به دنبال دارد؟ و سوالاتی دیگر از این سنخ. 

منابع آب سطحی و زیرزمینی

یادداشت تحلیلی: آشنایی با وجوه مختلف پایایی آب‌زیرزمینی

صفحه 184-207

هادی کریمی میاندوآب، سیده محدثه طاهری، هاشم درخشان

چکیده با توجه به ارتباط تنگاتنگ میان سیستم‌های هیدرولوژی، اکولوژی و اجتماعی -اقتصادی با پایای آب‌زیرزمینی، به منظور اجرای سیاست‌ها، قوانین و دستورالعمل‌های مدیریتی مفاهیم پایایی در راستای کاهش وخامت اوضاع منابع آبی و اکوسیستم، تبین مدیریت یکپارچه در مدیریت منابع آب ضرورت می‌یابد. در صورتی که فرآیندهای مشارکتی نیز نباشند قطعاً با مشکل جدی روبرو خواهد شد. در نتیجه شکاف گسترده‌تری بین کنشگران آب، دانشمندان و جامعه برای تعریف و دستیابی به پایایی آب زیرزمینی ایجاد می‌شود. وجوه مختلف مفهوم پایایی آب‌زیرزمینی مورد بحث قرارگرفته و این مفهوم را مبتنی بر اصول هیدرولوژیکی برای رویکردهای مشارکتی و یکپارچه‌تر در راستای دستیابی به امنیت آب تشریح می‌نماید. این تحقیق بر شناسایی ارزش‌های اجتماعی متنوع و مرتبط با پایایی آب‌زیرزمینی، روش‌شناسی عوامل کارایی آبخوان و عوامل حکمرانی تمرکز دارد. علاوه بر این، مروری سیستماتیک بر مؤلفه‌های اصلی ارزیابی علمی مؤثر بر سیاست پایای آب‌زیرزمینی شامل مدل‌سازی چند فرآیندی، تجزیه و تحلیل عدم قطعیت و مشارکت مورد بررسی قرار می‌گیرد. اجرای موثر سیاست‌های آب‌زیرزمینی نیازمند تبین مدیریت یکپارچه و فرآیند مشارکتی بین سیستم‌های آب سطحی، آب‌زیرزمینی، اکوسیستم‌ها و فعالیت‌های بشری ، با احتساب تحلیل عدم قطعیت و مدیریت تطبیقی و دانش بومی و ترجیحات اجتماعی و شرایط منطقه می‌باشد.

تعادل بخشی و رفع ناترازی منابع آب
انتقال آب
بازار آب (مدیریت تقاضا و مصرف)
دانش بومی و راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت