با همکاری انجمن هیدرولیک ایران

آب و تعارض منافع

اطلاعات آماری نشریه

تعداد مقالات ارسال شده 1,377
تعداد مقالات منتشر شده 579
تعداد نویسندگان 1,120
تعداد مشاهده مقاله 1,780,171
تعداد مقالات رد شده 743
درصد عدم پذیرش 54
تعداد مقالات پذیرفته شده 509
درصد پذیرش 37
متوسط زمان بررسی اولیه مقالات 7 روز
متوسط زمان پذیرش مقاله  84 روز
متوسط زمان ارسال مقاله تا انتشار 230 روز
تعداد داوران 676
تعداد پایگاه های نمایه شده 9

 

 

ارزیابی سال 1399  نشریات علمی کشور: امتیاز 818 رتبه الف

ارزیابی سال 1400 نشریات علمی کشور:  امتیاز 834.5 رتبه الف

ارزیابی سال 1401 نشریات علمی کشور:  امتیاز 863 رتبه الف

ارزیابی سال 1402 نشریات علمی کشور:  رتبه الف

ارزیابی سال 1403 نشریات علمی کشور:  رتبه الف

 ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام(ISC) در سال 1402: نشریه هسته با رتبه Q2 و ضریب تاثیر 0.337  


 گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد با حمایت مالی شرکت آب و فاضلاب مشهد از سال 1392 اقدام به انتشار نشریه «آب و توسعه پایدار» نموده است. توالی انتشار از آذر ماه سال 1398 به صورت فصلنامه است. این نشریه حاصل فعالیت‌های علمی مشترک دانشگاه فردوسی مشهد و انجمن هیدرولیک ایران است. 

به اطلاع می‌رساند، با توجه به آیین نامه جدید نشریات علمی کشور، امکان نشر مقالات پژوهشی، بنیادی و کاربردی در نشریه فراهم شده است. بدینوسیله از همه پژوهشگران، اساتید، دانشجویان و کارشناسان صنعت آب کشور، دعوت می‌شود که با ارسال مقالات خود در انواع پژوهش بنیادی، کاربردی، مفهومی، روش‌شناسی، مروری، فنی و ترویجی، نقطه نظر و مقاله کوتاه در بهبود کیفیت نشریه، ما را یاری نمایند. 

هدف این نشریه کمک به بهبود روش های اجرایی در عرصه مدیریت و مهندسی منابع و مصارف آب از طریق انتشار تجربیات موفق اجرایی و نتایج تحقیقات کاربردی و فناوری‌های نوین است. محتوای موضوعی مقالات دراین نشریه شامل موارد زیر است: 1- مدیریت آب  و  اقتصاد  2- ریسک، پایداری و تاب‌آوری  3- منابع آب سطحی و زیرزمینی 4- آبیاری و کشاورزی  5- انتقال آب و سازه های آبی 6- کیفیت آب، بازچرخانی و فاضلاب  7- آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

به اطلاع پژوهشگران گرامی میرساند موضوع شماره های آتی نشریه به شرح ذیل است و مقالاتی که با این موضوعات تا سه ماه قبل از انتشار، به سامانه نشریه ارسال شوند، در اولویت انتشار قرار خواهند گرفت. 

موضوع شماره شهریورماه 1405، «حقوق آب»
موضوع شماره آذرماه 1405، «چرخه آبی- اجتماعی»
موضوع شماره اسفندماه 1405، «اقتصاد سیاسی آب»

تاریخ آخرین به روز رسانی وب سایت نشریه: 1405/06/01

مدیریت آب و اقتصاد

نقش مخرب «تعارض منافع نهادی» در حکمرانی آب ایران

صفحه 1-2

کامران داوری

چکیده اکثر خوانندگان محترم حتماً با عبارت «آب، تنها میراث گذشتگان برای ما نیست؛ بلکه امانت آیندگان نزد ما است» آشنا هستند. این عبارت که سال‌ها است در ادبیات آب ایران تکرار می‌شود، بیش از یک توصیه اخلاقی است؛ و بیانگر اصلی بنیادین در حکمرانی منابع آب است: «هر نسل، امین این سرمایه مشترک است و موظف است آن را به گونه‌ای بهره‌برداری نماید که حقوق نسل حاضر، نسل‌های آینده و محیط‌زیست، همزمان رعایت شود». در واقع، آب صرفاً یک نهاده تولید، یک کالای اقتصادی یا حتی فقط یک منبع طبیعی معمولی نیست؛ بلکه: زیربنای حیات اکوسیستم، منشاء امنیت غذایی، مایه سلامت عمومی، و در ایران « بنیان پایایی و گلوگاه توسعه کشور» است. بنابراین، مدیریت منابع آب پیش از آنکه مسئله‌ای صرفاً فنی و مدیریتی باشد، موضوعی مرتبط با اخلاق، حقوق عمومی و حکمرانی است. اگرچه زبان اخلاق، حقوق و حکمرانی با یکدیگر متفاوت است، اما هر سه بر یک حقیقت بنیادین تأکید دارند: «منابع آب، دارایی عمومی و امانت میان‌نسلی هستند؛ و اداره آنها باید در خدمت منفعت عموم، عدالت و پایایی سرزمین باشد». در حوزه حکمرانی، «تعارض منافع نهادی» از مهم‌ترین چالش‌ها در مسیر پیاده‌سازی «حکمرانی خوب» به شمار می‌رود. تعارض منافع نهادی زمانی پدید می‌آید که سازوکارها و ساختارهای نهادی، امکان ترجیح منافع بخش و سازمان را بر انجام مأموریت ذاتی یک نهاد فراهم کنند. در چنین شرایطی، حتی مدیران شایسته نیز ممکن است ناخواسته در معرض اتخاذ تصمیماتی قرار بگیرند که با مأموریت ذاتی سازمان همسو نباشد. می‌توان گفت هرگاه میان «حفاظت از منابع آب» و «سایر منافع سازمان» تعارض ایجاد شود، کیفیت حکمرانی آب کاهش می‌یابد و اعتماد عمومی نیز آسیب می‌بیند. از این رو، اصلاح حکمرانی آب، بیش از آنکه به تغییر اشخاص وابسته باشد، نیازمند اصلاح سازوکارها و ساختارهای نهادی است.

مدیریت آب و اقتصاد

ناآرامی‌های سیستان در دوره پهلوی دوم با تمرکز بر بحران بی‌آبی و خشکسالی(با رویکرد اسنادی – تحلیلی)

صفحه 3-20

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2507-1445

سیدمحمود سادات بیدگلی، محمود سرخانزاده، حمید نجار

چکیده هدف پژوهش بررسی و شناخت ابعاد تاریخی و اجتماعی ناآرامی‌های ناشی از بی‌آبی و خشک‌سالی در منطقۀ سیستان در دورۀ پهلوی دوم با بررسی محتوایی اسناد سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران و دیگر منابع آرشیوی است. روش پژوهش تاریخی و توصیفی- تحلیلی ‌است. همچنین از منابع کتابخانه‌ای نیز استفاده شده است. پژوهش بر پایۀ اسناد سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران و دیگر منابع آرشیوی به دنبال پاسخ‌گویی به پرسش‌های زیر است که چگونه بحران بی‌آبی در سیستان در دورۀ پهلوی دوم، از یک مسئلۀ طبیعی به ناآرامی اجتماعی بدل شد؟ چه نقش و کارکردی برای سیاست‌های دولتی، نهادهای محلی و کنش‌های مردمی می‌توان در این فرآیند قائل شد؟ و در نهایت، چه سازوکارهایی در ناکارآمدی مدیریت بحران نقش داشته‌اند؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در دورۀ پهلوی دوم منطقۀ سیستان با بحران بی‌آبی ناشی از قطع آب رود هیرمند از سوی افغانستان و ناکارآمدی سیاست‌های دولت مواجه شد. این بحران به بروز ناآرامی‌های اجتماعی و تحصن‌های زارعان، مهاجرت گسترده و کاهش امنیت غذایی انجامید. بحران آب نه‌تنها پیامدهای زیست‌محیطی، بلکه تبعات سیاسی، امنیتی و اجتماعی فراوانی به همراه داشته است. عامل اصلی ناآرامی‌ها، ناکارآمدی ساختاری در مدیریت منابع آب، قطع آب از سوی افغانستان و ضعف دولت ایران در پاسخ‌گویی به مطالبات مردم سیستان بوده است.

مدیریت آب و اقتصاد

تحلیل کیفی پیامدهای تغییر رفتار زنان از مصرف‌کننده منفعل به کنشگر فعال در مدیریت مصرف آب

صفحه 21-32

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2511-1468

الهام اسماعیلی علویجه، اسماعیل صالحی، لعبت زبردست، رضوان حکیم زاده

چکیده با توجه به بحران کم آبی و نقش اثرگذار زنان در شکل‌دهی الگوهای مصرف در سطح خانوار و جامعه، این پژوهش با هدف تحلیل پیامدهای تغییررفتار زنان، از مصرف‌کننده منفعل به کنشگر فعال در مدیریت مصرف آب انجام شد. روش تحقیق نظریه داده‌بنیاد بود. داده‌ها از طریق ۲۰ مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه آب و محیط‌زیست و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی در چارچوب نمونه‌گیری نظری گردآوری شد. پیامدها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی استخراج شدند که منجر به 56 کد اولیه، 11 مفهوم و 3 مقوله فرعی شد: 1) توانمندسازی زنان برای نقش‌آفرینی در اجتماع در مسیر توسعه پایدار، 2) تغییررفتار و مشارکت فعال زنان برای تحقق توسعه پایدار و 3) مدیریت پایدار منابع آبی و مصرف مسئولانه در واحد خانوار. در نهایت، با شناسایی روابط نهایی بین مقوله‌ها، یک مدل نظری تدوین شد. یافته‌ها نشان می‌دهد تحقق توسعه پایدار مستلزم تغییر مسیر سیاست‌گذاری از تمرکز بر راه حل‌های فیزیکی و سازه محور به سمت رویکردی اجتماعی–فرهنگی و مبتنی بر توانمندسازی و کنشگری زنان است. این تغییر، زمینه‌های لازم را برای مدیریت پایدار منابع آب و مصرف بهینه آن فراهم می‌کند.

مدیریت آب و اقتصاد

تبیین چارچوب یکپارچه حکمرانی سیلاب شهری با رویکرد تصمیم‌گیری مکانی مشارکتی

صفحه 33-52

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2511-1469

احمد رادمهر

چکیده حکمرانی آب شهری به‌طور فزاینده‌ای بر سیستم‌های تطبیقی و یکپارچه، در کنار اقدامات سازه‌ای متعارف، تکیه دارد. در این مقاله یک رویکرد نوآورانه و یکپارچه در تصمیم‌گیری مکانی برای ارتقای حکمرانی آب شهری پیشنهاد می‏شود. این مطالعه بر مشارکت همکارانه ذی‌نفعان در چارچوب تحلیل تصمیم‌گیری چندمعیاره مبتنی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی تاکید دارد. مدل پیشنهادی در این پژوهش، دو رویکرد تحلیل مکانی و مشارکت ذی‏نفعان را در قالب یک سیستم پشتیبان برنامه‌ریزی مکانی ادغام می‌کند. نتایج مطالعه موردی در شهر تهران، کاربرد عملی این روش را در حوزه حکمرانی آب شهری نشان می‌دهد. نقشه نهایی خطرپذیری سیلاب، منطقه مورد مطالعه را به شش کلاس خطرپذیری متمایز طبقه‌بندی کرد. حدود ۶٪ از منطقه در دسته خطرپذیری بسیار بالا قرار گرفت که بیشتر در مناطق با شیب کم، تراکم بالا و زیرساخت زهکشی ناکافی واقع بودند. کلاس‌های دو و سه، که بیانگر خطرپذیری متوسط تا بالا هستند، حدود ۴۳٪ از منطقه را دربر گرفتند، درحالی‏که ۴۲٪ در دسته خطرپذیری پایین قرار داشتند. تحلیل مسیر با کمترین هزینه با در نظر گرفتن معیارهای کاربری اراضی، شیب و زمین‌شناسی برای شناسایی مسیرهای مناسب جمع‌آوری رواناب شهری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد ساماندهی فوری سیستم زهکشی در مناطق جنوب ‌شرقی ضروری است و مسیرهای پیشنهادی، با اتکا به زیرساخت‌های موجود و توپوگرافی مناسب، ضمن کاهش هزینه‌های ساخت، می‌توانند به حداقل‌سازی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی منفی احتمالی مانند جابه‏جایی ساکنان کمک کنند. در مجموع، مدل پیشنهادی چارچوبی تکرارپذیر برای تلفیق ملاحظات فنی، اجتماعی و نهادی در حکمرانی سیلاب شهری فراهم می‌سازد.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

ارزیابی تاثیر افت آب‎های زیرسطحی بر میزان فرونشست با استفاده از تصاویر راداری سنتینل ۱ (مطالعه موردی: منطقه سیستان)

صفحه 53-72

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2511-1470

سید علی المدرسی، لیلی لطیفی، صمد فتوحی، هادی سیاسر

چکیده فرونشست زمین، یکی از مخاطرات ژئومورفیک خزنده و پیامد برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، تهدیدی جدی برای پایداری محیط‌زیستی و امنیت آبی در مناطق خشک و نیمه‌خشک است. در این راستا پژوهش حاضر به ارزیابی تاثیر افت آب‎های زیرسطحی بر میزان فرونشست منطقه سیستان با استفاده از تصاویر راداری سنتینل ۱، پرداخته است. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و با استفاده از ۵۴ تصویر راداری سنتینل-۱ (۲۰۱۴-۲۰۲۲)، داده‌های GRACE، تراز آب ۲۹ چاه پیزومتری و تصاویر لندست ۸ در منطقه سیستان انجام شد. برای برآورد فرونشست از تکنیک تداخل‌سنجی راداری (InSAR) در نرم‌افزار SNAP و برای طبقه‌بندی کاربری اراضی از الگوریتم جنگل تصادفی (با دقت کاپای 0/95) استفاده شد. یافته‌ها نشان‌دهنده رابطه مستقیم و معنادار بین افت آب زیرسطحی و فرونشست است. میانگین نرخ افت سالانه آب زیرزمینی از 6/5 سانتی‌متر در سال ۲۰۱۵ به 12/7 سانتی‌متر در سال ۲۰۱۷ افزایش یافت. هم‌زمان، میانگین نرخ فرونشست از حدود ۱۰- سانتی‌متر در سال‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۴ به بیش از ۲۰- سانتی‌متر در سال‌های ۲۰۲۲-۲۰۲۰ رسید. بیشترین نرخ فرونشست (میانگین 2/33- سانتی‌متر) در اراضی کشاورزی مناطق مرکزی و شرقی دشت سیستان متمرکز بود. ضریب همبستگی قوی 0/82 بین داده‌های InSAR و مشاهدات چاه‌های پیزومتری، دقت روش را تأیید می‌کند. همچنین، افزایش سطح اراضی بایر در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ نشانه فشار مضاعف بر منابع آب است. نتایج کلی نشان داد برداشت بی‌رویه آب برای کشاورزی، محرک اصلی فرونشست در سیستان است. این مطالعه اثربخشی تلفیق داده‌های سنتینل-۱ و GRACE را به عنوان ابزاری دقیق و مقرون‌به‌صرفه برای پایش منطقه‌ای فرونشست نشان می‌دهد.

مدیریت آب و اقتصاد

مرور منظم انتقادیِ مطالعات تعارضات آبی حوزه کشف رود مشهد

صفحه 73-92

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2511-1472

محمدمهدی نمازی، علی یوسفی، کامران داوری، احمدرضا اصغرپور ماسوله

چکیده این پژوهش یک مرور منظم انتقادی از مطالعات مرتبط با تعارضات آبی در حوضه کشف‌رود مشهد است و می‌کوشد کاستی‌های تحلیلی و سیاستی این بدنه پژوهشی را بر پایه یک سنتز چارچوب‌محور روشن کند. چارچوب تحلیلی پژوهش با اتکا به نظریه‌های حکمرانی منابع، نهادگرایی تاریخی و جامعه‌شناختی، نظریه بازی و نظریه نمایندگی تدوین و به شاخص‌های عملیاتی برای کدگذاری تبدیل شد. از میان ۴۸ مطالعه شناسایی‌شده، پس از حذف موارد تکراری و غربالگری مفهومی، ۱۴ مطالعه وارد ارزیابی کیفی شد. نتایج نشان داد در بُعد «مسیرمندی تاریخی» این بعد در ۱۱ مطالعه غایب بوده و تنها ۲ مطالعه امتیاز قوی داشته‌اند. در بُعد «قواعد و ترتیبات حکمرانی» هیچ مطالعه‌ای امتیاز قوی نگرفته، ۱۱ مطالعه امتیاز محدود و ۳ مطالعه امتیاز غایب داشته‌اند. در بُعد «نوع و سطح تعارض» تنها ۱ مطالعه امتیاز قوی داشته و ۳ مطالعه فاقد پرداخت بوده‌اند. در بُعد «بازیگران و توزیع قدرت» ۲ مطالعه امتیاز قوی و ۱۲ مطالعه امتیاز محدود داشته‌اند. همچنین در «نمایندگی و مشارکت ذی‌نفعان» نیمی از مطالعات غایب بوده و در «فرهنگی و هنجاری» اغلب مطالعات در سطح محدود یا غایب قرار گرفته‌اند. جمع‌بندی انتقادی نشان می‌دهد ضعف اصلی ادبیات کشف‌رود نه کمبود توصیف مسئله، بلکه کم‌توجهی به مسیر نهادی تصمیم‌ها، نبود نوع‌شناسی تعارض، سنجه‌گذاری ناکافی قدرت و نمایندگی ذی‌نفعان و فقدان پیوند منسجم میان قواعد حکمرانی با ابزارهای حل اختلاف، تنفیذ و پاسخ‌گویی است. بر این اساس، مقاله سه گام سیاستی پیشنهاد می‌کند: تدوین نوع‌شناسی تعارض و بسته حل اختلاف متناظر، تکمیل جدول مسئولیت و پاسخ‌گوییِ قابل پایش، و بازسازی خط زمان تصمیم‌ها همراه با شناسایی گره‌های نهادی.

مدیریت آب و اقتصاد

تحلیل همسویی حکمرانی آب در مناطق خشک با اصول توسعه پایدار

صفحه 93-104

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2511-1475

مهناز کیانی مجد، محمد مهدی چاری، هادی گلوی

چکیده در این مطالعه، تحلیل همسویی حکمرانی آب در 10 حوضه آبریز خشک و فرامرزی (رودخانه نیل، ماری- دارلینگ، دریاچه چاد، رود سند، رود هیرمند، رودخانه مکونگ، رودخانه کلرادو، رودخانه اردن، رود ولتا و دریای آرال) با ابعاد اقتصادی و اجتماعی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد انجام شد. نتایج نشان داد حکمرانی آب در این حوضه‌ها به‌طور چشمگیری تحت‌تأثیر روابط سیاسی کشورها است و وجود معاهدات آبی در موارد بسیاری موجب کاهش تنش‌ها و ارتقای مدیریت پایدار منابع شده است. ایجاد نهادهای مشترک و سازکارهای مشارکتی نیز عاملی کلیدی در تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و تضمین عدالت در توزیع آب به‌شمار می‌رود. از منظر اقتصادی، در حوضه‌های ماری–دارلینگ و کلرادو بهره‌گیری از بازار آب و واقعی‌سازی قیمت‌ها هم‌سویی بیشتری با اهداف توسعه پایدار (2SDG: گرسنگی صفر و 8SDG: رشد اقتصادی پایدار) ایجاد کرد. در مقابل، تداوم سیاست‌های یارانه‌ای، نبود قیمت‌گذاری واقعی و چالش‌های فرامرزی حوضه‌های هیرمند، دریاچه چاد، آرال، نیل و مکونگ باعث تضعیف اقتصاد محلی و مانع تخصیص بهینه منابع آب شده است. از جنبه اجتماعی، نابرابری در دسترسی آب و مشارکت محدود ذی‌نفعان در تصمیم‌گیری‌ها، در حوضه‌های هیرمند، چاد و آرال، زمینه‌ساز تعارضات اجتماعی و کاهش تاب‌آوری جوامع محلی شد. بررسی مطالعات نشان داد اجرای حکمرانی مؤثر آب و دستیابی به توسعه پایدار در مناطق خشک دارای حوضه آبریز مشترک مستلزم تقویت همکاری‌های فرامرزی، اصلاح سیاست‌های اقتصادی با هدف ایجاد چرخه اقتصادی مبتنی بر ظرفیت حوضه آبریز، تغییر ساختار ارتباطات سازمانی و تصمیم‌سازی با محوریت حفظ و تامین آب و نهادینه‌سازی مشارکت فراگیر ذی‌نفعان داخلی و بین‌المللی است.

مدیریت آب و اقتصاد

تحلیل اقتصادی-جمعیتی مهاجرت ناشی از تنش آبی در ایران و پیامدهای آن بر امنیت غذایی

صفحه 105-118

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2512-1476

مهدی کمالی

چکیده بحران آب در کشورهای خشک و نیمه‌خشک مانند ایران، فراتر از یک چالش محیط‌زیستی، به مسئله‌ای اقتصادی–اجتماعی پیچیده تبدیل شده که الگوهای جمعیتی و امنیت ملی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه علّی بین بحران آب و مهاجرت داخلی (۱۳۹۰–۱۴۰۲) و کمّی‌سازی تأثیر آن بر امنیت غذایی، به روش کاربردی و توصیفی-تحلیلی با استفاده از داده‌های پانل ۳۱ استان انجام شده است. داده‌ها از منابع رسمی و ماهواره‌ای گردآوری و با روش‌های اقتصادسنجی پانل و تحلیل فضایی بررسی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد رابطه علّی معنادار و فزاینده‌ای بین برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی و خروج مهاجران از استان‌های کشاورزمحور وجود دارد. به‌طور متوسط هر یک میلیون مترمکعب افزایش برداشت، 0/05 درصد بر خروج خالص جمعیت می‌افزاید. شمار استان‌های درگیر در چرخه معیوب «آب-مهاجرت» افزایش یافته و سطح زیرکشت محصولات راهبردی در برخی مناطق بیش از ۲۰٪ کاهش یافته است. الگوی مهاجرت از خودهمبستگی فضایی مثبت برخوردار است؛ خروج از یک استان بحرانی، مهاجرت به استان‌های همجوار را تشدید می‌کند. تحلیل فضایی، استان‌های اصفهان، کرمان، خراسان رضوی، یزد و فارس را به‌عنوان کانون‌های بحران انباشته (مبدأ بحرانی) و استان‌های تهران، البرز، گیلان و مازندران را به‌عنوان مقاصد اصلی مهاجرت شناسایی نمود. در نتیجه، بحران آب به یک «بحران امنیتی چندبعدی» تبدیل شده که امنیت آبی، ظرفیت تولید غذا، ثبات جمعیتی و تعادل سرزمینی را تهدید می‌کند. تدوین «سند راهبردی ملی آب، غذا و جمعیت» با محوریت حکمرانی یکپارچه، آمایش سرزمین مبتنی بر ظرفیت آبی و توسعه اقتصادهای کم‌آب‌بر ضروری است. محدودیت اصلی پژوهش، اتکا به داده‌های ثانویه کلان و استفاده از شاخص‌های پراکسی برای سنجش پیچیدگی‌های امنیت غذایی می‌باشد.

مدیریت آب و اقتصاد

خلأهای موجود در قوانین بین‌المللی مرتبط با حفاظت از منابع آبی

صفحه 119-144

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2512-1477

محمدجواد حیدریان دولت آبادی، احسان علی اکبری بابوکانی

چکیده آلودگی‌های صنعتی، بهره‌برداری بی‌رویه و مدیریت ناپایدار منابع آبی، علاوه بر تخریب اکوسیستم‌های آبی و کاهش تنوع زیستی، پیامدهای قابل‌توجهی در حوزه‌های سلامت عمومی، امنیت اجتماعی و توسعه اقتصادی به همراه داشته است. این مقاله به بررسی این پرسش اصلی می‌پردازد که آیا چارچوب‌های حقوق بین‌الملل موجود، توانایی لازم برای پیشگیری و مقابله مؤثر با اقدامات مخرب علیه منابع آبی را دارند یا خیر. فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که نظام حقوقی بین‌المللی کنونی، با وجود اسناد و مقررات پراکنده، ظرفیت کافی برای جرم‌انگاری و پاسخ‌گویی مؤثر به این اقدامات ندارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی–اسنادی، با اتکا به داده‌های آماری، گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و مطالعاتی در مناطق بحرانی جهان انجام شده است. تحلیل اسناد حقوقی بین‌المللی نیز بیانگر وجود خلأها و ضعف‌های ساختاری در زمینه شناسایی، پیشگیری و مجازات این اقدامات است. نتیجه‌گیری مقاله حاکی‏ازآن است که چارچوب‌های حقوقی فعلی پاسخ‌گوی ابعاد پیچیده و فراملی این پدیده نیستند و جرم‌انگاری صریح و مستقل اقدامات مخرب علیه منابع آبی در سطح بین‌المللی، شرطی ضروری برای حفاظت مؤثر از این منابع و تضمین حقوق بنیادین انسان‌ها محسوب می‌شود.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

کاربرد منابع آبی نامتعارف در آبزی‌پروری: چالش‌های کیفی، الزامات مهندسی منابع آب و راهکارهای پایداری

صفحه 145-154

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2512-1479

محمد نوری، منیره فغانی، فرزانه کیا

چکیده استفاده از ماهیان پرورشی در منابع آبی نامتعارف، همچون آب‌های شور، آب‌های بازیافتی و پساب‌های صنعتی، به‌عنوان یک راهکار نوین برای افزایش تولید آبزیان و تأمین امنیت غذایی بااهمیت روزافزون است. این منابع، به دلیل تنوع آبی و به‏کارگیری در مناطق با کمبود منابع آب شیرین، می‌تواند فشار بر روی اکوسیستم‌های آبی موجود را کاهش دهد و عملکردهای محیط‏زیستی را بهبود بخشد.  این مقاله به بررسی فرصت‌ها و چالش‌ها در استفاده از منابع آبی نامتعارف برای آبزی‌پروری می‌پردازد. تمرکز بر روی کیفیت آب، شامل شوری و غلظت آلاینده‌ها و نقش حیاتی آن در رشد و بقای ماهی‌ها است. پژوهش‏ها نشان می‌دهد برخی گونه‌ها، مانند ماهی‌های بومی، می‌توانند تا حدودی به شوری بالا و تنش‌های ناشی از آلودگی مقاوم باشند. همچنین این پژوهش بر اهمیت پژوهش‏های بین‌رشته‌ای و توسعه فناوری‌های نوین در بهینه‌سازی شرایط پرورش تأکید می‌کند. همچنین راهکارهایی برای کاهش تأثیرات منفی محیطی و بهبود سودآوری اقتصادی ارائه خواهد شد. این پژوهش نشان داد بهره‌برداری پایدار از منابع آبی نامتعارف در آبزی‌پروری نیازمند رویکردی جامع است که بتواند ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‏زیستی را باهم هماهنگ سازد. مهمترین پیشنهاد کاربردی، تدوین و ابلاغ استانداردهای کیفی ویژه برای این منابع، همراه با توسعه فناوری‌های تصفیه کم‌هزینه و انتخاب گونه‌های مقاوم بومی است. تنها از طریق همکاری نزدیک بین دولت، بخش خصوصی و بهره‌برداران و با اجرای مداوم این سیاست‌های یکپارچه، می‌توان به آینده‌ای پایدار در صنعت آبزی‌پروری دست یافت.

مدیریت آب و اقتصاد

آسیب‌شناسی سیاست‌گذاری آب در دوره جمهوری اسلامی ایران بر اساس نظریه «پنجره سیاست» با تأکید بر منابع دولتی

صفحه 155-178

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2512-1487

روح اله اسلامی، جمال مختاری

چکیده بحران ناترازی آب در ایران معاصر، به‌ویژه در دوره جمهوری اسلامی ایران (1357-1404)، به یکی از پیچیده‌ترین مسائل حکمرانی تبدیل شده و پیامدهای گسترده زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی به همراه داشته است. با وجود تشدید کم‌سابقه بحران ناترازی آب و علیرغم تصویب قوانین، برنامه‌ها و اسناد متعدد در حوزه آب (که خود بخشی از فرآیند سیاست‌گذاری محسوب می‌شوند)، اجرای مؤثر این اسناد و تحقق اصلاحات پایدار در عرصه عمل با شکست مواجه شده است. حوزه آب در ایران با تضادهای کارشناسی قابل‌توجهی روبه‌روست. این اختلاف‌نظرها صرفاً ناشی از برداشت‌های علمی نیست، بلکه هر جریان کارشناسی پشتوانه‌های سیاسی خاص خود را نیز دارد. بنابراین تحلیل سیاست‌های آب بدون درنظرگرفتن این پیوند میان دانش، منافع و اقبال سیاسی نمی‌تواند کامل باشد. این مقاله با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل اسنادی و تحلیل سیاست‌گذاری و با بهره‌گیری از نظریه جریان‌های چندگانه و مدل پنجره سیاست جان کینگدون به این پرسش اصلی می پردازد که چرا در دوره جمهوری اسلامی ایران، علیرغم برجسته‌شدن بحران آب، «پنجره سیاستی» لازم برای تغییر پارادایم سیاست‌گذاری آب به‌طور مؤثر گشوده نشده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در دوره جمهوری اسلامی ایران، «جریان مسئله» با تشدید ناترازی منابع آب، فرونشست زمین، خشک‌شدن زیست‌بوم‌ها و بروز منازعات اجتماعی، به سطح یک بحران امنیت ملی ارتقا یافته است. در «جریان سیاست»، اگرچه بعد از انقلاب اسلامی ایران (از دهه 1360 ) به بعد راه‌حل‌هایی چون مدیریت تقاضا و تعادل‌بخشی منابع آب زیرزمینی مطرح شده، اما در عمل پارادایم عرضه‌محور سدسازی و انتقال آب همچنان غالب مانده است. در مقابل، «جریان سیاست‌گذار» به دلیل چندپارگی نهادی، تعارض منافع، نفوذ ذی‌نفعان قدرتمند، ضعف نظارت و محدودیت‌های مالی، قادر به پیوند مؤثر این دو جریان نبوده است. در نتیجه، پنجره‌های سیاستی گشوده‌شده یا بلااستفاده مانده یا به سیاست‌هایی مقطعی و ناکارآمد انجامیده‌اند که خود به تعمیق بحران ناترازی آب منجر شده‌اند. این مقاله نشان می‌دهد که ناکامی مذکور عمدتاً ناشی از ضعف‌های ساختاری در «جریان سیاست‌گذار» (چندپارگی نهادی، نفوذ ائتلاف‌های ذی‌نفع، تضاد سیاستی، و شکاف تدوین-اجرا) است، نه فقدان قانون یا دانش فنی.

آبیاری و کشاورزی

تبیین نقش برنامه‌های ترویجی، هنجارهای اجتماعی و اخلاقی در تمایل به نوسازی آبیاری سنتی به فناوری آبیاری سطحی کم‌فشار

صفحه 179-190

https://doi.org/10.22067/jwsd.v13i1.2601-1488

آرزو مختاری حصاری، علیرضا نعمتی

چکیده در مدیریت بهینه مصرف آب کشاورزی، استفاده از فناوری‏‌های نوین، یکی از سازوکارهای اصلی برای دستیابی به بهره‏‌وری بالا است. فناوری لوله‌های دریچه‌دار به عنوان یکی از روش‏‌های بهبود راندمان آبیاری سطحی است، لذا باتوجه ‏به اهمیت کاربرد این فناوری، پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش برنامه‏‏‌های ترویجی، هنجارهای اجتماعی و اخلاقی در تمایل به کاربرد فناوری آبیاری کم فشار انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و جزو پژوهش‏‌های کمی می‌‏‏باشد. جامعه آماری شامل کشاورزان شهرستان‏‌های تبریز، شبستر، آذرشهر، اسکو، خداآفرین و سراب به تعداد 98720 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران، نمونه 382 نفری از آن‏ها با استفاده از روش نمونه‌‏گیری چندمرحله‏‌ای انتخاب شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه پژوهشگرساخته بود که برای سنجش روایی پرسشنامه از روایی شکلی و روایی همگرا استفاده شد. مقدار پایایی ترکیبی برای همه سازه‏‌ها مناسب بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌‏ها از نرم‌‏افزارهای SPSS20 و AMOS21 استفاده شد. نتایج پژوهش با استفاده از مدل‏سازی معادلات ساختاری نشان داد متغیرهای هنجار اجتماعی، برنامه‌‏های ترویجی و هنجار اخلاقی 62 درصد از واریانس متغیر تمایل به نوسازی آبیاری سنتی به فناوری آبیاری سطحی کم فشار را تبیین نمودند. از بین متغیرهای مورد مطالعه، متغیر هنجار اجتماعی، پیش‌‏‏بینی‏‏‏‏ کننده قوی‌‏تری بود. اعتقادات و باورهای محیط‌‌‏زیستی، برنامه‏ های ترویجی و آموزشی در رسانه‏ های مختلف، همسایگان، گروه‌های مرجع، رهبران محلی و کشاورزان پیشرو در به ‏کارگیری فناوری نوین آبیاری توسط کشاورزان می‌‏توانند نقش مهم و موثری را ایفا نمایند.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

بررسی اثر بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر بر منابع آبی از منظر مواد معدنی مورد نیاز

صفحه 191-202

https://doi.org/10.22067/jwsd.2026.97674.1497

زری بهنیافر، ابوالفضل پوررجبیان

چکیده در راستای جلوگیری از گرمایش زمین و اثرات مخرب استفاده از سوخت‌های فسیلی، بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر در رأس برنامه‌های بسیاری از کشورها قرار گرفته است. با وجود سرمایه‌گذاری مناسب، نگرانی از کمبود موادمعدنی مورد استفاده در منابع تجدیدپذیر سبب شده است که اکتشاف معادن جدید شتاب بگیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی پیامدهای بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر بر منابع آبی از منظر مواد معدنی مورد نیاز در صنایع مرتبط است. در این راستا، با مطالعه تحقیقات انجام گرفته به چالش‌های این موضوع پرداخته شده و اثر بهره‌گیری از انرژی‌های‌تجدیدپذیر بر منابع آبی از دیدگاه مواد معدنی مورد نیاز بررسی شده است. بررسی انجام گرفته نشان می دهد که چهارعامل کمبود موادمعدنی ، قرارگیری معادن در مناطق با تنش آبی، منازعات بین‌المللی و عدم کنترل زنجیره تأمین (به سبب انحصار تعدادی از کشورها) تأمین ایمن مواد مذکور را به یک چالش تبدیل کرده است. بر مبنای مطالعه انجام گرفته، در حدود نیمی از تولید لیتیوم ومس (به عنوان دو عنصر حیاتی جهت توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر) در مناطقی است که تنش آبی‌بالایی دارند. این در حالی است که کمبود آب یک مانع بزرگ برای توسعه منابع مواد معدنی بوده و عملیات استخراج در بلندمدت سبب آلودگی آب می‌شود. در این راستا فعالیت‌ها، تأثیرات و خطرات ناشی از توسعه موادمعدنی مرتبط با آب در سه حوزه تولید، فرآوری و توزیع معرفی شده است. جهت پیشگیری و رفع این بحران، چهار راهکار شامل استفاده بهینه از مواد معدنی، مدیریت آب‌های زیرزمینی و ارتقا بهره‌وری، انجام اقدامات سیاسی و همچنین بکارگیری ابزارهای اقتصادی معرفی شده است.

ریسک، پایداری و تاب‌آوری

(یادداشت تحلیلی: ترجمه) پایداری محاسباتی: محاسبات برای جهانی بهتر و آینده‌ای پایدار

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 216-233

محمد اسکندری نسب

چکیده دانشمندان علم کامپیوتر و اطلاعات در قالب همکاری سایر رشته‌ها، با هدف تحقق آینده‌ای پایدار، در پی حل چالش‌های اجتماعی و ‌محیط  زیستی پیش روی بشریت هستند و توان و دانش خود را به اشتراک گذاشته تا با استفاده از رویکردی میان ‌رشته‌ای و محاسباتی، در راستای توسعه پایدار و حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست قدم بردارند.
نکات کلیدی مقاله شامل موارد زیر است:
علوم کامپیوتر، پایداری [و توسعه پایدار] را غنا می‌بخشد. برای دستیابی به آینده‌ای پایدار، دانشمندان علوم کامپیوتر می‌توانند و می‌بایست در راستای برطرف کردن چالش‌های کلیدی اجتماعی-محیط زیستی پیش ‌روی بشریت، قدم بردارند. از این رو رشته جدید پایداری محاسباتی این تلاش‌ها را گرد هم ‌می‌آورد.
متقابلاً پایداری [و توسعه پایدار]، علوم کامپیوتر را نیز غنی می‌کند. چراکه کار بر روی مسائل پایداری، شامل عدم قطعیت، یادگیری ماشین، بهینه‌سازی، سنجش‌از‌دور و تصمیم‌گیری، با ایجاد مسائل محاسباتی جذاب و جدید، علوم کامپیوتر را نیز پربار می‌کند.
پایداری [و توسعه پایدار] به مسائل مربوط به رفاه انسان و حفاظت از زمین اهمیت می‌دهد. گروهی بزرگ از پژوهشگران علوم کامپیوتر، در همکاری با گروهی بزرگ‌تر از پژوهشگران علوم اجتماعی، محیطی و طبیعی، می‌توانند پایداری محاسباتی را به گونه‌ای ارتقا دهند که در سطوح خردتر یا کمتر بین‌رشته‌ای امکان‌پذیر نیست.
ترجمه از:
Gomes, C., Fern, X., Fink, D., Fisher, D. and et all. (2019). Computational sustainability: computing for a better world and a sustainable future. Communications of the ACM, 62 (9), 56 - 65. https://dl.acm.org/doi/10.1145/3339399

آب، اکوسیستم و محیط‌زیست

انتشار و سرنوشت میکروپلاستیک‌ها در آب‌های زیرزمینی و رویکردهای نانوفناوری برای کنترل و پاکسازی منابع آلودگی

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 26-45

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i1.2410-1370

زینب سلحشور، ملیحه مدنیان، احسان شکری

چکیده امروزه میکروپلاستیک‌ها به عنوان یک آلاینده نوظهور، به دلیل پایداری بالا در محیط‏زیست و سمیت ذاتی موضوعی مهم و نگران ‌کننده در سطح جهانی به ویژه در خاک و آب‌های زیرزمینی محسوب می‌شوند. میکروپلاستیک‌ها می‌توانند به راحتی توسط موجودات زنده بلعیده و با تجمع زیستی باعث آسیب حاد، مزمن، سرطان‌زایی، مشکلات رشدی و ژنوتوکسیک شوند. پایداری و دوز بیولوژیکی میکروپلاستیک‌ها عوامل مهمی هستند که در ایجاد سمیت و میزان خطرآفرینی آنها نقش مهمی دارند. میکروپلاستیک‌ها از منابع مختلفی از جمله جو، برهمکنش با بدنه‌های آب سطحی، زیرساخت‌های شهری یا خاک‌های کشاورزی وارد محیط خاک و آب‌های زیرزمینی می‌شوند. بررسی منابع نشان می‌دهد که فرآیند‌های انتقال مکانیکی، فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی می‌توانند بر پویایی و رفتار انتقال میکروپلاستیک‌ها در محیط خاک و آب زیرزمینی اثر گذارند. میکروپلاستیک‌ها به دلیل ماهیت آبگریزی، ظرفیت جذب و مساحت بالا، جاذب و فعال ‌کننده سایر آلاینده‌ها می‌باشند و منجر به گسترش آلودگی می‌شوند. بنابراین بازسازی منابع آلوده شده برای حفاظت از سلامت اکوسیستم و انسان با مواد و فناوری‌های نوآورانه لازم و ضروری است. نانوفناوری به عنوان یک رویکرد همه جانبه در سه حیطه جذب، فرآیند غشایی و تخریب فتوکاتالیستی میکروپلاستیک‌ها نقش مؤثری دارد. علاوه بر احیای محیط‌های آلوده، رویکرد پایدار برای کاهش، استفاده مجدد و بازیافت زباله‌های پلاستیکی لازم می‌باشد. استراتژی‌های مدیریت آلودگی میکروپلاستیک در آب‌های زیرزمینی نیازمند یک رویکرد کل‏نگر است که شامل قانون‏گذاری، مشارکت ذی‏نفعان، تحقیقات و آگاهی بخشی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با تأکید بر کاهش میکروپلاستیک در منبع، بهبود مدیریت زباله و ترویج استفاده مسئولانه از پلاستیک است.

منابع آب سطحی و زیرزمینی

بررسی تاثیر تفاوت‌های اقلیمی بر تغییرات و نوسانات فصلی و سالانه بارش در کشور

دوره 12، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 164-180

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i3.2506-1434

امیرحسین کریمی خلیل آباد، ابوالفضل مساعدی، سید محمدرضا ناقدی فر

چکیده تغییرات و نوسانات بارش سالانه و فصلی ایران در بازه زمانی ۶۰ ساله (۱۹۶۱ تا ۲۰۲۰) با هدف بررسی تاثیر تفاوت‌های اقلیمی بر وضعیت روند تغییرات بارش سالانه و فصلی در این پژوهش بررسی شد. داده‌های مقادیر بارش از 33 ایستگاه سینوپتیک کشور که نماینده اقلیم‌های متنوع بودند، در دو دوره ۳۰ ساله و یک دوره 60 ساله، در مقیاس‌های سالانه و فصلی تحلیل شدند. از آزمون‌ ناپارامتریک من–کندال و همچنین از روش شیب سن به منظور ارزیابی روند تغییرات و شدت تغییرات استفاده شد. نتایج نشان داد بارش‌های سالانه و فصلی در اغلب اقلیم‌ها فاقد روند معنی‌دار بلندمدت هستند. در دوره اول بیشترین تعداد ایستگاه (9 ایستگاه) با روند کاهشی معنی‌دار (در سطح 95%) در فصل بهار مشاهده شد (با متوسط 1/320- میلی‌متر در سال). درحالی‌که در دوره دوم بیشترین تعداد ایستگاه (7 ایستگاه) با روند کاهشی معنی‌دار در فصل زمستان مشاهده شد (متوسط 1/054- میلی‌متر در سال). لازم به ذکر است در فصل‌های تابستان و پاییز در دوره دوم در هیچ ایستگاهی روند معنی‌داری مشاهده نشده است. متوسط بارندگی سالیانه در طول دوره آماری 60 ساله ایستگاه‌های مورد مطالعه با حدود 0/65- میلی‌متر در سال در حال کاهش است. درحالی‌که از نظر آماری روند کاهش بارندگی سالانه فقط در سطح پنج ایستگاه معنی‌دار است. باتوجه‏ به نوسانات و یا تغییرات ناهمگون بارندگی در فصل‌ها و اقلیم‌های مختلف، بر ضرورت توجه به ویژگی‌های محلی، فصلی و اقلیمی بارش در برنامه‌ریزی‌های منابع آب و کشاورزی تاکید می‌شود.

کیفیت آب، بازچرخانی و فاضلاب

بررسی عملکرد فتوکاتالیستی کربن نیترید گرافیتی به‌منظور تخریب باکتری اشریشیا کلی در شرایط مقایسه‌ای نور مرئی و تاریکی از محلول‌های آبی

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 14-25

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i1.2408-1357

آذین نادی، مهران بیجاری، ریحانه دهقان، افسانه شهبازی

چکیده گندزدایی میکروبی آب به معنای غیرفعال ‌کردن یا حذف میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا است. روش‏های متداول و معمول تصفیه میکروبی آب همانند، اکسیداسیون شیمیایی با استفاده از اکسیدان‏های مختلف مانند کلر، دی‌اکسید کلر، کلرامین و ازن و حتی استفاده از تابش فرابنفش از روش‏های رایج حذف عوامل آلاینده هستند. در این میان، یکی از روش‌های ‌نوین حذف باکتری‌های بیماری‌زا از محلول‌های آبی، روش اکسیداسیون پیشرفته و ضدعفونی‌کردن فتوکاتالیستی با استفاده از نانومواد نیمه‌هادی است. هدف از این مطالعه حذف فتوکاتالیستی باکتری اشریشیا کلی (E.coli) با استفاده از فتوکاتالیست‌ کربن نیترید گرافیتی سنتز شده با پیش‌ماده ملامین است. صحت روش سنتز فتوکاتالیست‌ها با انجام آنالیزهای طیف‌سنجی پراش پرتو ایکس XRD))، تخلخل‌سنجی (BET)، طیف‌سنجی مادون‌قرمز (FT-IR)، طیف‌سنجی فتولومینسانس (PL) و طیف‌سنجی بازتابی روبشی (DRS) و همچنین تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM) بررسی شد. در ادامه برای بررسی عملکرد آنتی‌باکتریال فوتوکاتالیست‌های سنتز شده، از آزمایش‌ دیسک دیفیوژن و بررسی میزان زنده‏مانی باکتری در محیط جامد بعد از اتمام فرایند فوتوکاتالیستی، استفاده شد. طبق نتایج به‌دست‌آمده، فتوکاتالیست‌های سنتز شده در این مطالعه، دارای راندمان حذف مناسبی در برابر باکتریE.coli  تحت تابش نور مرئی هستند که در میان آن‌ها کربن نیترید گرافیتی سنتز شده در دمای سنتز ۵۵۰ درجه سانتی‌گراد و نرخ جریان گاز N2 به میزان mL/min 20 (CN-20) موفق به حذف کامل باکتری E.coli در نمونه‌ محلول آبی تهیه شده در محیط آزمایشگاه و با غلظت اولیه CFU/mL 107 در مدت 4/5 ساعت تحت تابش نور مرئی شد.

کیفیت آب، بازچرخانی و فاضلاب

ارزیابی شاخص‏‌های آلودگی فلزات سنگین جریان آب رودخانه اترک ناشی از تخلیه پساب تصفیه‌‏خانه فاضلاب شهری بجنورد

دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 64-81

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i1.2503-1411

مرضیه جهانی، صادق پرتانی، غلامحسین اکبری، علی جعفری

چکیده این پژوهش به بررسی تغییرات غلظت فلزات سنگین با هدف انتقال آلاینده‌های احتمالی و فاصله انتقال موثر آنها در رودخانه اترک که تحت تاثیر از تخلیه پساب تصفیه‌خانه شهری بوده و کاربری کشاورزی را در پایین دست نقطه تخلیه به همراه دارد می‌پردازد. که شامل مراحل پیمایش میدانی، سنجش‌های درجا، نمونه‌برداری و تحلیل شاخص‌ها می‌باشد. نمونه‌برداری از محیط آب و رسوب به ترتیب در پنج و یک ایستگاه منتخب در تابستان 1403 با دو نمونه هم‏زمان (Duplicate) انجام شد، تا از کیفیت نمونه برداری اطمینان حاصل شود (QA) و نمونه‌ها نماینده واقعی جامعه قابل کنترل مجدد باشد (QC). اندازه‌گیری فلزات سنگین به وسیله دستگاه ICP-OES انجام شد. شاخص Cd در کلیه ایستگاه‏‌ها به جز ایستگاه S2، (پایین‌دست تخلیه پساب)، در محدوده آلودگی متوسط قرار دارد. شاخص‌های HEI وHPI  حداکثر آلودگی را در ایستگاه S2 تأیید کردند. الگوی توزیع ‌مکانی عناصر سنگین متفاوت بود. As و Pb دارای طیف ثابت در طول مسیر هستند، درحالی‏که Cr و Fe روند افزایشی را نشان می‌دهند. چراکه همبستگی قوی بین آنها وجود دارد. شاخص Igeo برای تمامی فلزات فاقد آلودگی هستند. مقادیر شاخص Cf برای Cd در محدوده آلودگی متوسط قرار دارد. شاخص HI برای خردسالان مقدار حدود 5/0 را نشان می‏‌دهد که حاکی از غیر سرطان‏زا بودن می‌باشد. بر این اساس، در شرایط هیدرولیکی حاکم، رودخانه توانایی انتقال آلاینده‌های ناشی از پساب را تنها تا فاصله 50-100 متری از نقطه تخلیه دارد. این یافته‌ها اهمیت مدیریت پساب و پایش مستمر کیفیت آب در مناطق مشابه را برجسته می‌سازد.

مدیریت آب و اقتصاد

بررسی ارزش اقتصادی آب در صنایع پایه به‌منظور تعیین تعرفه آب (مطالعه موردی: حوضه زاینده‌رود)

دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 141-158

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i4.2509-1456

شهرام قبادی، علی مریدی، رضا خلیلی

چکیده برآورد ارزش اقتصادی آب نقش بنیادینی در مدیریت کارآمد منابع آب و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه در برنامه‌ریزی تأمین آب ایفا می‌کند و به‌عنوان یکی از ارکان اصلی در تخصیص منابع، طراحی نظام‌های قیمت‌گذاری و توسعه بازارهای پایدار آب در نظر گرفته می‌شود. در این مطالعه، ارزش اقتصادی آب با استفاده از روش ارزش باقیمانده و بر اساس داده‌های طرح سرشماری مرکز آمار ایران برای کارگاه‌های صنعتی با 10 نفرکارکن و بیشتر، در طی دوره ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، برآورد گردید. نتایج نشان می‌دهد که ارزش اقتصادی آب در بخش‌های مختلف صنایع حوضه، به طور قابل توجهی متفاوت بوده و میانگین آن بر اساس شاخص قیمت تولیدکننده، برای سال 1403، معادل 5,254,702 ریال به ازای هر مترمکعب برآورد می‌گردد. این یافته‌ها می‌تواند در ملاحظات اقتصادی طرح های تامین آب صنایع بزرگ حوضه زاینده‌رود، مدنظر قرارگیرد. همچنین براساس نتایج تحقیق، هزینه پرداختی برای آب در فرآیند تولید صنعتی به‌طور میانگین کمتر از ۰.۲ درصد کل هزینه‌های تولید بوده و نسبت آن به ارزش اقتصادی آب کمتر از 0.02 برآورد شده است. این نتایج بر لزوم بازنگری در نظام قیمت‌گذاری آب صنعتی، ارتقای کیفیت داده‌های آماری بخش صنعت و لحاظ ارزش واقعی آب در سیاست‌گذاری‌های تخصیص و سرمایه‌گذاری آبی کشور تأکید دارد.

مدیریت آب و اقتصاد

بررسی جامعه شناختی بحران آب در ایران: رویکردی تاریخی نهادی به علل ورود دولت به مدیریت منابع آب ایران در دوران معاصر

دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 19-34

https://doi.org/10.22067/jwsd.v12i2.2412-1388

مریم محمودی، حسین میرزایی، علی یوسفی، محمد فاضلی

چکیده بحران آب از مهمترین بحران‌های ایران است و حل آن مستلزم بررسی علت‌ها است. مرور ادبیات تجربی نشان می‌دهد که علت اصلی بحران آب در ایران، در ابتدا ورود دولت به مدیریت نهاد آب و سپس ناکارآمدی آن در مدیریت آب است. بااین‌حال، این ادبیات به این پرسش که دولت چرا و طی چه فرایندی وارد نهاد آب شده و مدیریت متمرکز و انحصاری آن را به دست گرفته است، پاسخی نمی‌دهد. این پژوهش با الهام از رویکردهای حک‌شدگی مولینگا و نهادگرایی تاریخی و با بهره‌گیری از مفهوم زمینه و بزنگاه، به واکاوی تاریخ و شناسایی بزنگاه‌های ورود دولت به نهاد آب پرداخته و به این پرسش پاسخ می‌دهد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد زمینه نهاد آب شامل توانمند کردن کشاورزان برای پرداخت مالیات، خشکسالی و نیاز به تأمین غذا، رویکردهای توسعه‌ای در هنگام شکل‌گیری دولت مدرن و پایگاه طبقاتی نمایندگان مجلس و مقامات دولتی منجر به شکل‌گیری نخستین بزنگاه شده است. این بزنگاه همان تشکیل بنگاه مستقل آبیاری در سال 1322 بود که ورود مشارکتی دولت به مدیریت منابع آب را امکان‌پذیر کرد. در طول 20 سال بعد، تغییرات زمینه‌ای مانند افزایش منابع مالی دولت، تغییر ساختار طبقاتی مقامات، حذف مخالفان و افزایش قدرت محمدرضا شاه، استفاده از پروژه‌های آبی برای دولت-ملت‌سازی، منجر به هژمونی مأموریت هیدرولیک در میان نخبگان فنی و سیاسی ایران شد. برای اجرای این مأموریت، دولت نیازمند بوروکراسی قدرتمندی بود که نهایتاً با تشکیل وزارت آب و برق به انجام رسید. به این ترتیب، دولت مدیریت نهاد آب را به‌صورت متمرکز و انحصاری به دست گرفت.

ابر واژگان

نشریات مرتبط